کالبدهای خالی

چند وقت پيش گزارشي در مورد اتاق تشريح دانشكده پزشكي خوانده بودم. خواندن آن گزارش به افراد زير هجده سال و كساني كه ناراحتي قلبي دارند، توصيه نشده بود. به واقع هم ديدن عكس هاي اجسادي كه سال ها در اين اتاق مي مانند و بارها توسط دانشجويان پزشكي تشريح مي شوند، تكان دهنده بود. در بقاياي صورت هاي به ظاهر بي احساس اين اجساد، مي شد دنبال ارواحي گشت كه روزي در اين كالبدها زيسته بودند، آدمهايي كه مثل همه ما عمري را با بيم و اميد و غم و شادي و تلخي و شيريني گذرانده و دست سرنوشت، آنها را به اينجا كشانده بود، يا شايد هم خودشان اين سرنوشت را برگزيده و بدنشان را بعد از مرگ براي پيشرفت علم پزشكي به اتاق تشريح هديه كرده بودند. 

مي دانستم اتاق تشريح سازمان پزشكي قانوني، جايي نيست كه جسدي مدت ها ميهمانش شود. اجساد مي آيند و پس از تشريح براي بررسي علت مرگ، براي دفن، به صاحبانشان سپرده مي شوند. اما مي دانستم فضا، مي تواند همان فضا باشد، با همان سردي سنگيني كه هرآدمي را به فكر درباره سرنوشت محتوم زندگي اش وا مي دارد و وحشت از مرگ را به رگ ها تزريق مي كند. بودن در اين جور جاها را دوست دارم، به خاطر همان سوالاتي كه به ذهن مي آورند و هر كسي زندگي اش را در جستجوي جوابشان مي گذراند.

سكوتي كه در راهروهاي ساختمان پزشكي قانوني كهريزك، حكمفرما بود به اين احساسات دامن مي زد و آنها را با بوي خاص فرمالين كه برخلاف تصور من، آزاردهنده نبود، مي آميخت. قدمهاي من كه از احتمال ديدن صحنه هاي دلخراش، تا مدتي مي لرزيد، كم كم استوارتر مي شد و مي ديدم چگونه در اين راهروها، زندگي همچنان بر مرگ مي چربد و جريان دارد. شايد روزي گذر ما هم به روي تخت هاي سرد فلزي اتاق تشريح بيفتد اما تا شقايق هست، زندگي بايد كرد.

گفتگو با یک خانم متخصص پزشکی قانونی

شايد در نگاه اول، باور اين كه خانم«واعظي» متخصص پزشكي قانوني است، براي شما هم سخت باشد. اين شغل، چيزي نيست كه بتوانيد متصدي آن را يك خانم، آن هم با اين همه ظرافت و لطافت روح تصور كنيد. اما زنان خيلي وقت است كه باورهاي قديمي و خط كشي هاي جنسيتي را زيرپا گذاشته اند.

اين خانم سي و پنج ساله، كه از محل كارش واقع در كهريزك، براي شركت در يك سمينار به ساختمان اصلي پزشكي قانوني تهران آمده بود، در مجال پيش آمده، تجربه هاي خود را از داشتن شغل متفاوتش با ما در ميان گذاشت.

- خانم دكتر به ما بگوييد آيا با علاقه اين رشته را انتخاب كرديد يا اول وارد دانشگاه شديد و بعد كم كم علاقه پيدا كرديد؟
- من با آگاهي رشته ام را انتخاب كردم. پدرم استاد دانشگاه و مادرم دبير بودند اما عمويم پزشك بود و من با فضاي كار پزشكي بیگانه نبودم. روحيه خودم هم به اين كار مي خورد، چون دوست داشتم حقيقت را كشف كنم. مدتی هم به عنوان پزشک عمومی با سازمان پزشکی قانونی کار کرده و با محیط آشنا بودم.

-  تحصیل در رشته شما چه مراحلی دارد؟
- پس از گذراندن دوره پزشکی عمومی، یک دوره سه ساله برای کسب تخصص پزشکی قانونی و  شناخت مسمومیت ها می گذرانیم. بخشی از حوزه کاری پزشک قانونی، کار در سالن تشریح است که وظیفه معاینه اجساد ارجاعی از بیمارستان ها و کلیه اجساد ناشناس و مقتولین و موارد فوت در منزل را بر عهده دارد. موارد فوت را اورژانس به کلانتری خبر می دهد و در واقع، کلانتری، رابط پزشک و قاضی است که از ما می خواهد جسد را معاینه و جواز دفن را صادر کنیم. اما این تخصص، حوزه گسترده ای با عنوان« معاینات بالینی» افراد زنده را هم در برمی گیرد که شامل مواردی مثل تعیین درصد نقص عضو، میزان جراحت ناشی از تصادف و ضرب و جرح برای تعیین دیه، معاینات تخصصی خانمها، صدور مجوز سقط جنین، و بررسی موارد روانپزشکی( مثل بررسی وجود جنون ادواری در مجرمان) و کودک آزاری است.

- تمام کسانی که در بیمارستان ها فوت می کنند به شما ارجاع داده می شوند؟
- اگر مدت بستری شدن بیمار در بیمارستان به قدری کم باشد که هنوز علت مرگ برای پزشک محرز نشده باشد، جسد برای تشخیص به اینجا آورده می شود.

- اجساد ناشناس چطور؟

- بله. اگر جسد مجهول الهویه یا اسکلتی پیدا شود، باید برای تعیین هویت به پزشکی قانونی بیاید. از روی شکل جمجمه می شود تشخیص داد جسد متعلق به زن است یا مرد، یا مثلا بالغ است یا نه. حتی تشخیص جنسیت اسکلت هم آن قدرها ساده نیست، چون گاهی اسکلت، از هردو خصوصیات زنانه و مردانه، علایمی دارد. محدوده سنی و قد تقریبی آن را هم می شود با فرمول های تخصصی حساب کرد.

گاهی با توجه به توضیحات بستگان و علایم کالبدشکافی می توان خیلی زود علت فوت را تعیین کرد، مثلا فرد با دردسینه به بیمارستان رفته و فوت شده، درضمن مشاهده می شود که قلب بزرگ است، عروق کرنر دچار تنگی و گرفتگی بالا هستند و عضله قلب علایم سکته قدیمی و جدید را نشان می دهد. پس همه چیز واضح است. اما گاهی نشانه ها را در کالبدشکافی و با چشم غیرمسلح نمی شود دید. مثلا خانم جوانی که شرح حالی هم از او موجود نیست، به صورت ناگهانی فوت شده. در این حالت، علت مرگ ممکن است مسمومیت باشد. ما نمونه های سم شناسی مثل محتویات معده، نمونه صفرا و نمونه امعاء و احشاء را برمی داریم و به آزمایشگاه می فرستیم. گاهی علایم، خودشان را در نسوج، ادرار یا حتی مایع زجاجیه چشم( که می تواند وجود الکل در خون را تایید کند) نشان می دهند.

- تا چه مدت پس از مرگ می توان با کالبدشکافی به نتیجه قطعی رسید؟
- با گذشت زمان، امعاء و احشاء دچار استحاله می شوند و فقط نمونه سم شناسی ممکن است جواب بدهد. ما برحسب شرایط هر مورد، برای آن تصمیم می گیریم. مثلا ممکن است آثار گلوله در جمجمه مشاهده شود، درحالی که همه چیزجسد از بین رفته باشد. گاهی اوقات نمونه پاتولوژی ( آسیب شناسی) هم لازم می شود که بعضی بیماری ها را مشخص می کند.

- کدام اعضای بدن، مدت بیشتری پس از مرگ سالم می مانند؟
- «رحم» در خانمها و «پروستات» در آقایان، آخرین اعضایی هستند که فاسد می شوند. بقیه احشاء به خاطر آنزیمهای فراوانشان زودتر از بین می روند.

- مو چطور؟ آیا درست است که مو تا مدتی بعد از مرگ به رشد خود ادامه می دهد؟
- مو و ریش ممکن است به خاطر از دست دادن آب جسد بعد از مرگ، بلندتر به نظر برسند ولی رشد نمی کنند.

- آیا بعد از برداشتن نمونه ها و پیش از اعلام نتایج آزمایشات، جسد برای دفن به بستگانش تحویل داده می شود؟ کلا چقدر طول می کشد تا نتیجه مشخص شود؟
- بله، ما متوفی را تحویل می دهیم. حدود دو-سه ماه برای رسیدن به نتیجه وقت لازم است. گاهی نتیجه «اتوپسی سفید» است، یعنی در کالبدشکافی و آزمایشات سم شناسی و آسیب شناسی چیزی مشخص نمی شود. این جور وقت ها علت فوت قابل تعیین نیست و شاید با توجه به شواهد پرونده کیفری بشود به نتیجه رسید.

- آیا انجام تشریح برای اطرافیان متوفی هزینه ای هم دارد؟
- در هفته قوه قضاییه ارجاعی ها به شکل رایگان انجام می گیرند. پرداخت هزینه اجساد ناشناس هم با شهرداری است.

- به جز شما خانم دیگری هم در اتاق تشریح کار می کند؟
- روز به روز تعداد خانمهایی که در این رشته تحصیل می کنند و به آن علاقه نشان می دهند بیشتر می شود. ما در محل کارمان هشت نفریم، هفت آقا و من.

- از مشکلات کارتان بگویید.
- کار در سالن تشریح، فرسایش روحی روانی دارد. به خاطر همین، نیروها معمولا بعد از 6-5 سال، جا به جا  و به بخش بالینی فرستاده می شوند.

- و حتما کار برای خانمها سخت تر است.
- هیچ فرقی نمی کند. بیرون از محل کارت نباید به آن فکر کنی.

- مورد خاصی هست که در ذهنتان مانده باشد؟
- یکی از موارد معروف کودک آزاری در ذهنم مانده... در تعطیلات عید هم یک مورد تکان دهنده داشتیم که  کسی را به طرز فجیعی به قتل رسانده بودند. جسد، آثار کبودی و سیاه شدگی زیادی داشت. دهانش را با پلاستیک و چسب نواری بسته بودند و علاوه بر ضرباتی که به سر و بدنش وارد آمده بود، خفه اش کرده بودند. در واقع زجرکش شده بود.
یک جسد زغالی هم داشتیم که در شهرستانی از اطراف تهران پیدا شده و کل بدن غیرقابل شناسایی و امعاء و احشایش پخته و سوخته شده بود.

-در این جور موارد هم می شود با کالبدشکافی چیزی فهمید؟
- از استخوان ها و دندان ها می شود نمونه DNA گرفت. در آن جسد، آثار شیارمانندی در ناحیه گلو مشاهده می شد و استخوان های حلق و حنجره دچار شکستگی شده بود. اینها معلوم می کرد متوفی، خفه شده است.

- حرفی هست که دلتان بخواهد به بهانه این گزارش بزنید؟
- خوب است در جامعه جا بیفتد که پزشکی قانونی فقط شامل اجساد نیست و درصد بالایی از مراجعان سازمان ما را افراد زنده تشکیل می دهند.

- سپاسگزارم.

به سوی کهریزک

معاینات بالینی در همین ساختمان اصلی انجام می شوند اما برای تهیه گزارش از سالن تشریح و آزمایشگاه ها باید به کهریزک برویم، جایی که یکی از مراکز مجهز پزشکی قانونی است. ورود ما به اتاق تكنسين هاي آزمايشگاه سازمان پزشكي قانوني كهريزك، مصادف مي شود با ورود دسته اي از دانشجويان حقوق دانشگاه علامه طباطبايي براي بازديد از اين مركز. ما هم ترجيح مي دهيم با آنها همراه شويم و مراحل كار را ببينيم و بعدا سر فرصت براي گفتگو با كاركنان آزمايشگاه به اتاق آنها برگرديم.

البته فعاليت‌هاي تحقيقاتي و آزمايشگاهي سازمان پزشكي قانوني كهريزك نیز تنها محدود به تشخيص هويت و علت مرگ متوفيان نيست، آزمايش DNA، تشخيص جرم از روي ابزار قتل به جا مانده در صحنه جرم، تشخيص هويت افراد از روي DNA و ... نيز هست كه بسياري از آنها به زنده‌ها مربوط مي‌شود.

آزمايشگاه‌هاي سازمان پزشكي قانوني كشور را مي‌توان به چهار دسته تقسيم كرد: آزمايشگاه آسيب‌شناسي، آزمايشگاه سم‌شناسي، آزمايشگاه سرولوژي و آزمايشگاه ژنتيك(DNA).

مراحل تشریح

خانم«جهاني» مراحل كار را اين طور توضيح مي دهد: ابتدا در سالن تشريح، قسمت‌هايي از اندام متوفيان به فراخور درخواست پزشكان و متخصصان تالار تشريح برش زده مي‌شود كه مي‌تواند قسمت‌هايي از ريه، كليه،كبد، پوست، ترشحات بدن و ... باشد. در اين مرحله، بعضي از اعضاي بدن به شكل كامل مورد بررسي قرار مي گيرند كه عبارتند از قلب، مغز و مخچه، حلق و حنجره.

سپس اندام‌هاي برش زده را در سطل‌هاي پلاستيكي دردار- دبه- مي‌اندازند كه حاوي مايعي به نام فرمالين است. اين ماده بر روي اندام‌ها ماليده مي‌شود تا فيکس (Fix) و محكم شوند. هر اندامي براي فيكس شدن يك زمان 3 تا 4 هفته‌اي  نياز دارد.

سپس اين سطل‌ها يا دبّه‌ها، بسته به نوع آزمايش به مسؤولان و آزمايشگاه مربوطه سپرده مي‌شوند. در آزمايشگاه آسيب‌شناسي (پاتولوژي) علل آسيب وارده به تك تك سلول‌ها يا بافت‌ها و نيز انواع آسيب‌هاي وارده به كل بدن مشخص مي‌شوند. آسيب‌شناسي دو شاخه دارد: تشريحي و باليني.

در آسيب‌شناسي تشريحي، مي‌توان مشخص كرد كه مثلاً اگر خونريزي حنجره يا شكستگي گردن در متوفي رخ داده باشد، قبل از مرگ بوده يا بعد از آن . همچنين مي‌توان زمان اين آسيب را تعيين كرد.

آزمايشگاه آسيب‌شناسي به لحاظ موضوعي و كاري، ارتباط تنگاتنگي با تالار تشريح دارد. در اتاق، تكنسين مربوطه اندام‌ها را از فرمالين 10% خارج كرده و به قطعات كوچكتر تبديل مي‌كند و شرح مختصري هم در پرونده مي‌گذارد.
سپس در اتاق آماده‌سازي بافت‌ها، نمونه‌ها را با الكل مي‌شويند و به مدت 4 ساعت در دستگاهي كه با اشعه مادون قرمز كار مي‌كند مي‌گذارند تا آماده شوند. در نهايت نمونه‌ها را قالب‌گيري اسلايدهاي 3 يا 4 ميكروني تهيه مي‌كنند. (با دستگاه ميكروتون) اين اسلايدها بايد رنگ‌آميزي شوند تا وقتي زير ميكروسكوپ رفتند، قابل مشاهده باشند.

اين لام‌هاي آزمايشگاهي و شرح آنها چك و مقايسه مي‌شوند تا اشتباهي رخ نداده باشد و سپس همه آنها را تحويل پاتولوژيست مي‌دهند تا تشخيص و نظر نهايي را به پرونده اضافه كرده و جواب را به سالن تشريح بدهد.
در تمام اين مراحل، نمونه‌ها با كدهاي مشخص موردآزمايش قرار مي‌گيرند و کسی در جريان اسم شخص متوفي و پرونده وي قرار نمي‌گيرد.

در آزمايشگاه سم‌شناسي، كارهاي استخراج، تشخيص دارو، سموم دفع آفات نباتي، مواد مخدر و بررسی مسمومیت های فلزي و گازي انجام می شود.
در آزمايشگاه سرولوژي، كارهاي مربوط به تجسس، تعيين‌ گروه‌هاي خوني از روي نمونه‌هاي لكه و مو، آزمايش بارداري، تعيين انتساب‌ها (مثلاً رابطه پدر و فرزندي) با استفاده از گروه‌هاي خوني، تطابق مو، آزمايش خون در ادرار در حوادث و ضربه كليه‌ها، بررسي موارد تجاوز جنسي و بسياري از آزمايش‌هاي موردي ديگر انجام مي‌شود.

در اين قسمت علاوه بر نمونه‌هاي انساني، نمونه‌هاي غيربيولوژيك نيز به آزمايشگاه فرستاده مي‌شوند. مثلاً يك فيلتر سيگار مي‌تواند جهت تشخيص بزاق روي آن و تعيين گروه خون بررسي شود يا لكه‌هاي خون روي سپر يك اتومبيل، می تواند مورد آزمايش قرار بگيرد. كساني كه براي برداشت اين نمونه‌ها به صحنه‌هاي جرم و جنايت مي‌روند، افراد آموزش ديده و خاصي هستند كه نمونه‌هاي منحصر به فرد جامانده در صحنه را مي‌بينند. همچنين گلوله‌ها و ادوات و سلاح‌هاي سرد نيز به اين قسمت فرستاده مي‌شوند تا آزمايش شوند.

وقتي توضيحات مربوط به آزمايشگاه‌هاي مختلف و مراحل اعلام نظر كارشناسي تالار تشريح تمام مي‌شود به اتاق استراحت خانم‌ها برمي‌گرديم تا كمي از حواشي و سختي‌های کارشان بپرسيم.

ديگر دل و جگر نمي خورم!

در اتاق استراحت كاركنان آزمايشگاه ها، به آنها مي پيونديم. اغلبشان آرام، خندان، پرحوصله و خوشرو هستند.

از سختي هاي كارشان مي پرسيم. خانم« علايي»كه 25 سال سابقه كار دارد، مي گويد:«ما اينجا با مواد شيميايي خاصي سروكار داريم كه علاوه بر آسيب‌هاي لحظه‌اي در درازمدت نيز صدمات بسياري دارند. در لحظه تمام پوست انگشتان و قسمت‌هاي ديگري كه با آن‌ها سروكار دارند را نازك و ليز، و حتي گاهي آن را دچار آسيب مي كنند، به طوري كه دستگاه تشخيص هويت نمي تواند اثر انگشتمان را درست بخواند. استنشاق اين مواد و بوهاي آزاردهنده شان، ممكن است سرطان زا باشد همكارهايي داشته ايم كه ريه هايشان صدمه ديده. ترشح فرمالين در چشم نيز نگران‌كننده و خطرناك است. گاه در حين كار با تيغ ميكروتون ممكن است انگشتان خود را قطع كنيم و اگر جنازه آلودگي داشته باشد احتمال انتقال بيماري وجود دارد. ايدز و هپاتيت همواره و همه‌جا نگران‌كننده هستند.»

- چرا اقلا براي حفاظت تنفسي، از ماسك استفاده نمي كنيد؟
- «ها» كردن با دهان مي تواند در رديف شدن بافت براي آزمايش، كمك كند بنابراين ماسك، مانع كار مي شود.

يك نفر خاطره ديگري دارد: « موقع كار، ناگهان همكارم گفت انگشتم رفت! توي پودرها دنبال انگشتش مي گشتيم، خوشبختانه ناخنش پريده و فقط كمي از سرانگشتش زخمي شده بود. اما كار با تيغ ها هميشه خطرناك است.»

از آنها مي پرسیم نظر خانواده تان در مورد شغل شما چيست؟ يكيشان مي گويد: شغل ما براي كشف حقيقت است اما اين كار سخت و نتيجه مهم آن براي كساني كه بيرون از اينجا هستند و تصور درستي ندارند چنان آزاردهنده است كه ما معمولاً ترجيح مي‌دهيم شغل خود را پنهان كنيم.

يكي از خانمها، نگراني وي‍ژه ديگري را يادآوري مي كند: حساسيت كار ما بالاست. همواره فكر مي‌كنم مبادا اشتباه كنم و با اشتباه من جاي ظالم و مظلوم عوض شود!

خانم«علي محمدي» به نكته جالبي اشاره مي كند: روزهاي اول، گوشت توي قصابي را با بافت هاي بدن كه اينجا مي بينيم مقايسه مي كرديم. هنوز نمي توانم جگر بخورم، فكرش هم ناراحتم مي كند.

سر درددل همه شان باز شده. هركدام حرفي مي زنند كه از يك جهت براي ما جالب است:

- كار در اينجا عجيب، سخت و متفاوت است. تجربه‌هايي از زندگي پيدا كرده‌ايم كه قبلاً نداشتيم. چيزي است كه نه ترس است و نه افسردگي، نه ناراحتي، نه استرس. چيز خاص و متفاوتي است كه نمي‌توانم بگويم. خلاصه آخر زندگي اينجاست و توي دبّه ! خدا كند طوري بميريم كه توي دبّه نيفتيم!

ـ بايد جوري زندگي كرد كه تا آخرين لحظه‌اش خوب باشد. چون اين كه آخر زندگي كي باشد و چه باشد را نمي‌دانيم، اما اين كه كجا باشد را مي‌دانيم. وقتي اينجاست، پس بهتر است به اينجا نرسيده از آن استفاده كنيم و لذت ببريم.

ـ به تمام سختي‌هاي كار عادت كرده‌ام مگر وقتي كه پرونده جواني را مي‌خوانم و شرح حال مي‌نويسم يا وقتي تجاوز به كودكي مطرح است، اين جور وقت‌ها ديگر همه چيز مثل نوبت اول دردناك و اشك‌آور مي‌شود.

در حرف هایشان، احساس مسؤوليت نسبت به کوچک ترین ذرات بی جان پیکرهایی که روزی پاره جگر اطرافیانشان بوده اند، موج می زند. همه آنها مي‌گويند هر ذره‌اي و هر قطره‌اي از اين متوفيان چنانچه در پرونده قضايي ايشان ثبت و ضبط نگردد، بعد از انجام آزمايش در بهشت زهرا دفن مي‌شود و ما همواره نگران اين هستيم كه مبادا در اين مورد غفلت كنيم.

- پزشكي قانوني فرزند و شاخه اصلي قوه‌ قضاييه است و در اصل كاربرد قانون در پزشكي در جهت كشف حقيقت است. همين هدف است كه به ما و شغل ما معنا مي‌دهد و اهميت و سختي كار ما را بيشتر مي‌كند. گاهي برخي همكاران از طرف بعضي مجرمين تهديد هم مي‌شوند اما كار ما نه تعطيل مي‌شود نه تغيير مي‌كند.

مي پرسیم: با اين اوصاف آيا شما با علاقه وارد اين رشته شده ايد؟
اغلبشان جواب مي دهند: نه، انتخابي نبود. به خاطر دولتي بودن اين شغل، بعد از گذراندن یک دوره سه ماهه، وارد آن شديم.

يكيشان مثال جالبي مي زند: البته بعدا علاقه مند شدیم، مثل كساني كه بعد از ازدواج به همديگر علاقه مند مي شوند!

خبر تازه مرتبط با کار آنها این است که طي چندماه اخير تصويب شده تا تمام نمونه‌ها و پرونده‌ها مادام‌العمر – و نه فقط براي چند سال- بايگاني شوند که هر زمان لازم شد، به آنها رجوع شود. مي پرسيم مثلا درچه مواردي؟ مي گويند مثلا وقتي بعد از سال ها قرار است وراث كسي شناسايي شوند.

- دردناك ترين تجربه شما طي اين مدت چه بوده؟
- عروس و دامادهاي جواني كه دچار گازگرفتگي مي شوند. زمستان گذشته دو مورد داشتيم.

تالار آخر

جمع گرم و صمیمی تکنسین های آزمایشگاه را با وسوسه رفتن به تالار تشریح ترک می کنیم، جایی که از صبح تا حالا همه به ما توصیه کرده اند اصراری برای دیدنش نداشته باشیم. درواقع ساعت تشریح روزانه هم به پایان رسیده و وقتی با هماهنگی مسوول روابط عمومی، سرانجام به آنجا سرک می کشیم، فقط تخت های فلزی را می بینیم و چند نفر که مشغول شستن تالار هستند.

شاید همین که در طول تهیه گزارش، صحنه دلخراشی ندیدیم، کمکمان می کند تا در راه برگشت برای رفع گرسنگی و افت فشارخون، به یکی از کبابی های اطراف حرم شاه عبدالعظیم برویم و کباب و ریحان بزنیم توی رگ. آن وقت، درحالی که خیال می کنیم در مقایسه با بعضی ازکارکنان آزمایشگاه های کهریزک، شانس بیشتری داریم که هنوز می توانیم از خوردن کباب لذت ببریم،  ناخودآگاه رباعیات خیام در ذهنمان دوره می شوند، این شعرهای زیبا شايد چكيده اي باشند از تمام آنچه كه دراين چند ساعت ديده ايم و شنيده ايم:

تا چند اسير رنگ و بو خواهي شد
چند از پي هر زشت و نكوخواهي شد
گر چشمه زمزمي و گر آب حيات
آخر به دل خاك فرو خواهي شد!

***
اي دوست بيا تا غم فردا نخوريم
وين يك دم عمر را غنيمت شمريم
فردا كه ازين دير فنا درگذريم
با هفت هزار سالگان سر به سريم! 

بک نفر با جستجوی عبارت"برنامه جهت اجرا شدن در کجا قرار می گیرد" به این وبلاگ رسیده!