بنیاد کودک
* بخش اول/ دفتر آمریکا
آلبوم را ورق می زنی. به عکس تک تک بچه ها خیره می شوی و شرح حال مختصرشان را می خوانی. این که چند سال دارند، یتیم هستند یا بیمار یا فقیر، در چه مقطعی درس می خوانند و چقدر استعداد تحصیلی دارند. این ها بچه هایی هستند که دست نیاز به سوی نیکوکاران دراز کرده اند تا بتوانند به حق طبیعی خود برای درس خواندن برسند. تو هم می توانی با پذیرفتن گوشه ای از مخارج یکی از آنها، فقط با 40 هزار تومان در ماه، در ساختن آینده کمکش کنی. دستش را بگیری، او را به مدرسه ببری و پشت نیمکتی بنشانی که بتواند سرنوشت اش را طور دیگری رقم بزند. می توانی مطمئن باشی آن کودک هرگز فراموشت نخواهد کرد و نیکی تو را با تلاش خود برای تغییر اوضاع خود و خانواده اش، به دنیا بازتاب خواهد داد. اگر دلت می خواهد چنین کاری را انجام بدهی، کافی است به بنیاد کودک مراجعه کنی؛ بنیادی که در ايران و آمریکا تشکیل شد و شعبات آن در ايران به 18 شعبه و در خارج از ايران به 5 دفتر گسترش يافت.
تاریخچه بنیاد کودک
مسعود مدرس، مدیر سابق و مشاور امروز بنیاد کودک در آمریکا، بیش از 35 سال است در آمریکا زندگی می کند. ایشان که اخیرا سفر کوتاهی به ایران داشت، با ما به گفتگو نشست و درباره چگونگی شکل گیری این بنیاد گفت: بیش از 18 سال پیش، یک زوج ایرانی به نام آقا و خانم یثربی، بنیاد کودک را در آمریکا راه انداختند. از آنجا که آنها در شهر کوچکی در ایالت اورگان به نام «پورتلند» زندگی می کردند، بنیاد کودک را در همان شهر به ثبت رساندند؛ اگرچه ایرانیان زیادی در پورتلند ساکن نبودند. آنها برای بچه هایی که به خاطر مشکلات مادی نمی توانستند درس بخوانند، پول جمع می کردند و به ایران می فرستادند. مدت کوتاهی بعد از آن، دوستان و آشنایان آقا و خانم یثربی در ایران، با کار آنها آشنا شدند و دفاتر ایران را ابتدا در شیراز و سپس در تهران و سایر شهر ها تاسیس کردند.
آقای یثربی بعد از گرفتن مجوز از دولت آمریکا، بنیاد کودک را به عنوان یک موسسه خیریه غیر سیاسی و غیرمذهبی راه اندازی کرد و تا چند سال اول، در زیرزمین خانه خودش کار می کرد. کم کم کار وسعت پیدا کرد و مردم علاقه بیشتری به مشارکت در آن نشان دادند. آن وقت بود که دفتری گرفتند و کارمند استخدام کردند. درحال حاضر بنیاد کودک در آمریکا و بیش از 30 کشور دیگر در دنیا - غير از ايران- بیش از 3200 کفیل دارد.
بنیاد کودک آمریکا و بنیاد کودک ایران (رفاه کودک) دو موسسه خیریه کاملا جداگانه هستند که هرکدام توسط هیئت امنای مجزا اداره می شوند ولی ارتباط ارگانیک تنگاتنگی دارند.
نیکوکاران در فضای مجازی
مدیر سابق و مشاور امروز بنیاد کودک در آمریکا، در توضیح چگونگی فعالیت های این موسسه بین المللی می گوید: از آنجا که کار بنیاد کودک از آمریکا آغاز شد، از همان ابتدا روی فضای مجازی و دنیای اینترنت، حساب ویژه ای باز کرد و دو سال است در شبکه های اجتماعی نیز فعالیت می کند. وبسایت بنیاد کودک در آمریکا، با نشانی Childfoundation.org به زبان انگلیسی و بنیاد کودک در ایران با نشانی Childf.org به زبان فارسی در اختیار تمامی مردم خیر قرار دارد.
وقتی آقای مدرس می گوید هدف موسسه از آغاز، کمک به دانش آموزانی بوده است که هم نیازمند باشند و هم درسخوان، می گویم: اما من در میان بچه هایی که در سایت شما معرفی شده اند، کسانی را دیدم که در پرونده شان نوشته شده بود درس نمی خوانند.
آقای مدرس پاسخ می دهد: آنها یا هنوز به سن تحصیل نرسیده اند و یا خانواده هایشان در وضعیت اضطراری به سر می برند. با این حال بیشتر مددجویان ما درسخوان و مستعد هستند و هنگام شناسایی آنها، از این که شروط لازم را دارند، اطمینان حاصل می شود. برخی از آنها ممکن است از موسسات خیریه دیگری هم کمک بگیرند که آن قدرها زیاد نیست. بنیاد می خواهد کمک هایش، حالت بورسیه تحصیلی داشته باشد و دانش آموز یا دانشجو بداند که این کمک را به خاطر تلاش و علاقه اش به تحصیل دریافت می کند، نه به شکل صدقه و از روی دلسوزی. هدف بنیاد این است که به آنها کمک کند تا روزی بتوانند خود و خانواده شان را از دایره فقر بیرون بیاورند، به همین دلیل اولویت را به کسانی می بخشد که استعداد تحصیلی دارند و آنان را مورد پشتیبانی قرار می دهد. در واقع منابع محدود را برای کسانی سرمایه گذاری می کنیم که نتیجه بهتری بدهد. بسیاری از مددجویان ما وقتی به جایی رسیده اند، خودشان کودکان دیگری را به کفالت گرفته اند.
بنیاد بین المللی
مسعود مدرس می افزاید: بنیاد کودک، دفتری هم در افغانستان دارد که توسط یکی از اعضا که از افغانیان مهاجر به ایران بود، بعد از بازگشت به کشورش، راه اندازی شده است. همین طور، یکی دیگر از اعضای هیات امنا، سال ها در اندونزی زندگی می کرد و با یتیم خانه هایی در آن کشور همکاری داشت. به همین دلیل، وقتی به آمریکا آمد و با بنیاد کودک آشنا شد، به کمک دفتر پورتلند، آن یتیم خانه ها را به بنیاد متصل کرد. برای همین است که درمیان مددجویان بنیاد، تعدادی کودک افغان و اندونزیایی هم هستند که از طریق وبسایت بنیاد در آمریکا، به خیرین در آمریکا معرفی می شوند. بنیاد کودک، همچنین توانست از سازمان ملل، کمک مالی بگیرد و یک مدرسه آموزش کامپیوتر در شهر مزارشریف افغانستان تاسیس کند که هم اکنون چندصد مددجوی افغان از امکانات آن استفاده می کنند.
ارتباط مددجویان با کفیلان
مشاور بنیاد کودک در آمریکا، درباره ویژگی های بنیاد کودک می گوید: فعالیت های این بنیاد بسیار شفاف است. هرکس کمکی می کند، به او رسید داده می شود ، مددجویش را به او معرفی می کنند و هر شش ماه گزارش کتبی کار را دریافت می دارد تا بداند پولش دقیقا کجا می رود و برای چه چیزهایی صرف می شود. کفیلان می توانند با مددجویشان نامه نگاری کنند و او را ببینند. حتی آنها که در خارج از کشورند، تشویق می شوند تا وقتی به ایران می آیند، با مددجویشان ملاقات کنند یا اقوامشان را برای رسیدگی به او یا پیگیری کمک های خود بفرستند. در حال حاضر در خارج از کشور، بیش از 3200 کفیل داریم که ماهیانه بین 20 تا800 دلار کمک می کنند.
پیامدهای 11 سپتامبر 2001
اگرچه شبکه ایرانیان موفق و مرفه خارج از کشور به راحتی می توانند چرخه فعالیت های یک بنیاد خیریه را بگردانند، اما این کار در آمریکا به این سادگی ها هم نیست. آقای مدرس در توضیح مشکلاتی که طی سال های اخیر بر سر راه بنیاد کودک در آمریکا بوده است، می گوید: بعد از 11 سپتامبر 2001، تمامی موسسات غیرانتفاعی در آمریکا که به نوعی به خاورمیانه وصل بودند، زیر ذره بین مقامات امنیتی آن کشور قرار گرفتند. از نظر آنها، کار بنیاد هم که دائم به ایران کمک می فرستاد، شبهه انگیز بود و از این رو مدت ها بنیاد را بدون آن که اطلاع داشته باشد، زیر نظر داشتند. از طرفی روز به روز قوانین تحریم علیه ایران بیشتر و شدیدتر می شد. اداره بسیار قدرتمندی که تحریم ها و قوانین مربوط به آنها را در آمریکا تعیین می کند (Office of Foreign Asset Control) OFAC نام دارد و از معدود ادارات آن کشور است که هم قانون گذاری تحریمات را در اختیار دارد و هم تعیین مجازاتشان را؛ مثلا برای تحریم نفت، خودشان قانونی وضع می کنند و خودشان هم کسانی را که از این قانون سرپیچی کنند، مجازات می کنند. آقای دکتر یثربی برای این اداره در سال 2000 نامه نوشت و فعالیت های بنیاد را صریح و روشن در بیش از 80 صفحه شرح داد و درخواست کرد تا آنها نحوه جدید کار را تعیین کنند. اداره OFAC جوابی نداد که بعدها فهمیدیم از روی عمد این کار را کرده اند، زیرا منتظر بودند بنیاد تخلفی بکند تا با آن برخورد کنند.
دادگاه آمریکایی
مسعود مدرس، درباره پرونده ای که در آمریکا برای بنیاد کودک تشکیل شد، می گوید: حدود 3 سال پیش، به سراغ بنیاد آمدند و اعلان کردند پرونده قضایی بر علیه بنیاد کودک در دادگاه فدرال پورتلند تشکیل داده اند. اتهام اصلی هم کمک به دولت ایران و گروه های تروریستی بود که البته آن را به شکل غیرمستقیم بیان می کردند و می گفتند این وظیفه دولت ایران است که به بچه های نیازمند کمک کند و وقتی شما این کار را انجام می دهید، دولتتان می تواند پول بیشتری را صرف سلاح های نظامی و هسته ای بکند! بنیاد این اتهامات را نپذیرفت و تنها تایید کرد که کمک به ایران می فرستد، زیرا اساس کارش همین بود.
دادگاه در مارچ 2012 تشکیل شد و قاضی که فرد باانصافی بود، هیچ یک از اتهامات واهی دولت را متوجه بنیاد ندانست. اما طی این دادگاه اطلاعات تازه ای به دست آمد که نشان می داد 8 سال است پلیس فدرال آمریکا FBI تلفن ها و ای میل های بنیاد را کنترل و شنود کرده است، حتی چند بار در طول شب و وقتی کسی در دفتر نبود، به آنجا آمده و اسناد و مدارک بنیاد را بررسی و کپی کرده بودند. البته نه فقط بنیاد، بلکه همه موسسات خیریه که به نحوی با خاورمیانه در ارتباطند، در آمریکا کنترل می شوند. به تازگی گزارش جالبی در «نیویورک پست» خواندم که می گفت تمامی مساجد مسلمانان در نیویورک، نه تنها کنترل می شوند، بلکه ادارات امنیتی آمریکا در آنها مامور مخفی هم دارند؛ به خصوص بعد از 11 سپتامبر، به نام امنیت ملی، دستشان خیلی بازتر شده است و هر مساله ای را با انگ امنیتی بودن، تحت پیگرد قانونی قرار می دهند.
رای نهایی دادگاه
مدیر سابق بنیاد کودک در آمریکا، در توضیح نتیجه نهایی پرونده می گوید: در دادگاه قاضی اعلام کرد: «دولت آمریکا فرضیه ها و ادعاهایی علیه بنیاد کودک مطرح کرده ولی دادگاه معتقد است پس از تقریبا هشت سال تحقیقات، هیچ گواهی و مدرک واضحی برای اثبات این ادعاها ارائه نشده و بنیاد کودک و دکتر یثربی در زمینه رساندن کمک های انسانی به کودکان فعالیت نموده و هیچ رژیم و یا گروه تروریستی را حمایت نکرده اند.»
البته بنیاد کودک اتهام انتقال کمک مالی بدون دریافت مجوز از اوفک را پذیرفت و قاضی نیز اعلام کرد این اقدام بر خلاف قانون تحریم علیه ایران بوده است ولی قاضی اضافه کرد هیچ اختلاف نظری درباره این که کمک های انسان دوستانه بنیاد کودک، تماما صرف یاری رساندن به کودکان نیازمند ایران شده است، وجود ندارد.
از این رو قاضی جریمه سنگینی هم برای بنیاد نبرید، اما 2 سال فعالیت مشروط برای آن در نظر گرفت که طی آن باید بیش از گذشته، به دولت گزارش کار داده و اظهارنامه های مالیاتی خود را علاوه بر اداره مالیات آمریکا ، به دادگاه هم ارائه کند.
دادستان برای آقای دکتر یثربی هم درخواست سه سال زندان کرده بود که دادگاه نپذیرفت و قاضی اعلام کرد از آنجاکه تحقیقات نشان می دهد ایشان فاقد پیشینه جنایی بوده و فرد مورد احترام جامعه پورتلند است که از حمایت آنها بهره مند و به خانواده داری و کار خیر معروف می باشد و نه تنها هیچ گونه نفع شخصی در این موسسه نداشته، بلکه وقت و زندگی خود را صرف کمک به کودکان نیازمند نموده، لذا هیچ دلیلی برای زندانی کردن وی نمی بیند.
واقعیت هم همین است که آقای یثربی علی رغم 18 سال کار، حتی یک ریـال پول هم از بنیاد کودک دریافت نکرده است. قاضی هم اعلام کرد که ایشان هیچ منع و محدودیتی برای انتخاب شغل و محل زندگی ندارد.
از آنجا که هیچ گونه محدویتی از طرف دادگاه برای ادامه فعالیت های خیریه بنیاد کودک ایجاد نشد، بنیاد توانست در جریان زلزله اهر و ورزقان بیش از 250 هزار دلار کمک برای هموطنان زلزله زده جمع آوری نماید و از مجوزی که دولت آمریکا برای مدت محدودی جهت ارسال کمک به صورت نقدی صادر کرده بود، برای فرستادن کمک هایش به ایران استفاده کند. این کار از طریق صرافی انجام گرفت و هم اکنون دفتر ایران از محل اعتبار این کمک ها، مشغول ساخت مدرسه در مناطق زلزله زده است.
مدیر فراری!
احمد ایرانشاهی، موسس بنیاد کودک در ایران نیز از سوی آمریکا دچار دردسرهای مشابه شده است. ایشان درگفتگو با روزنامه اطلاعات می گوید: من هم به اتهام این که تحریم ها را دور زده ایم، محکوم شدم و از آنجا که در ایران هستم، از نگاه دادگاه امریکا یک فراری به حساب می آیم! البته در آنجا وکیلی گرفته ایم تا از من دفاع کند.
پرسشی که به ذهن می رسد این است که برخورد مسئولان ایرانی با فعالیت های بنیاد کودک که در نیمه اول کار خود، بیشتر از سوی ایرانیان خارج از کشور حمایت می شد، چگونه بوده است؟ آقای ایرانشاهی پاسخ می دهد: ما در برهه حساسی کارمان را شروع کردیم. طبیعی است که پلیس و نیروهای امنیتی ایران هم روی کار موسسه ای که از خارج از کشور حمایت می شد، حساس باشند. آنها از ما توضیح خواستند و متوجه شدند بنیاد کودک، هیچ فعالیت حزبی و سیاسی ندارد. بنابراین به ما اجازه فعاليت دادند.
موسس بنیاد کودک در ایران می افزاید: متاسفانه هنوز افرادی هستند که پذیرفتن کمک از سوی ایرانیان خارج از کشور را مطلوب نمی دانند، درحالی که همه دلسوزان كشور معتقدند باید ارتباط با این ایرانیان را که به وطنشان عشق می ورزند، حفظ کرد. بارها پیش آمده است که کفیلان ما به ایران آمده اند و با بچه های خودشان در بنیاد کودک ملاقات کرده اند و مثل ابر بهار اشک ریخته اند. کسانی وجود دارند که یک بار هم ایران را ندیده اند و به سختي فارسي حرف مي زنند اما خودشان را ایرانی می دانند. ما می دانیم کارمان صحیح است و سعی کرده ایم علی رغم تمامی سختی ها، ارتباطمان را با آنها حفظ کنیم. به همین دلیل با قبول هزینه های اضافی، پرسشنامه هایمان را به زبان انگلیسی ترجمه می کنیم و در اختیار این افراد قرار می دهیم تا بتوانند راحت تر با بنیاد مکاتبه داشته باشند.
میزان کمک های مردم
هرسال چقدر پول از طریق ایرانیان خارج از کشور و بنیاد کودک، جمع آوری می شود؟ مسعود مدرس، مدیر سابق و مشاور امروز بنیاد کودک در آمریکا، در پاسخ به این پرسش می گوید: سالی تقریبا 2 میلیون دلار جمع می شود که 75 درصد آن به شکل مواد غذایی به ایران ارسال می شود. البته بنیاد هزینه های موردی هم دارد، به عنوان مثال در سال اخیر، بنیاد کودک متحمل هزینه های گزافی بابت دفاع از خود در دادگاه شده است، اما به طور کلی هزینه های دفتری چیزی در حدود 8.5 درصد از در آمد بنیاد است که با توجه به استاندارد آمریکایی آن که 15 درصد را خوب می دانند، بسیار عالی ارزیابی می شود. خوشبختانه هموطنان به بنیاد کودک اعتماد دارند، هنرمندان داخل و خارج از کشور همکاری خوبی با آن دارند و به نفع بنیاد، به رایگان برنامه اجرا می کنند که عوایدش صرف مددجویان نیازمند می گردد.
جوان ترین کارگر ساختمان در دنیا
وقتی از آقای مدرس می خواهم از خاطرات خوب خود طی سال های همکاری با بنیاد کودک بگوید، به داستان دخترکی اشاره می کند که شانس دوباره ای برای تحصیل و زندگی به او داده شد: در دفتر آمریکا بودم و در میان اخبار، قیمت ارز را جستجو می کردم که در وبسایت روزنامه «دنیای اقتصاد» به تیتر «جوان ترین کارگر ساختمان» برخوردم. ماجرای دختر بچه 5 ساله ای به نام یگانه بود که چون نمی توانست در خانه تنها بماند، هر روز با پدرش به محل کار او می آمد و در کارهایی مثل حمل کیسه مصالح به او که کارگر ساختمانی بود، کمک می کرد. بلافاصله با دفتر ایران تماس گرفتم و بعد از هماهنگی، با پدر یگانه صحبت کردم و گفتم ما می خواهیم به شما کمک کنیم تا دخترت بتواند به مدرسه برود. او باور نمی کرد من از آمریکا تماس گرفته باشم. درنهایت، همکاران ما در ایران، یگانه را تحت پوشش حمایت های بنیاد کودک قرار دادند. عکس یگانه همیشه در اتاق من هست و برای من همین یک نفر هم که نجات پیدا کند و فرصت تحصیل و ساختن آینده ای روشن به او داده شود، ارزشمند است.
تصمیم تازه
مسعود مدرس درادامه صحبت های خود به مشکل کمبود دارو در کشور اشاره می کند و می گوید: به خاطر تحریم ها، از سال 2005، ارسال کمک های بنیاد به ایران تنها در قالب مواد غذایی انجام می پذیرد که محدودیت های تحریمی را ندارد. به طور کلی، 3 قلم کالا برای امور خیریه جزو تحریم ها نیست: مواد غذایی، دارو و لباس. مشکل امروز کمبود دارو در کشور، به دلیل تحریم دارو نیست، بلکه به دلیل تحریم بانک مرکزی و مشکلات انتقال ارز برای خرید دارو است. در واقع آمریکایی ها به ما می گویند می توانید دارو بخرید، اما عملا راه خرید آن را از طریق بستن کانال های ارتباطی بانکی بسته اند!
وقتی آقای مدرس متوجه می شود کمبود دارو، بیماران را در ایران با چه مشکلاتی مواجه کرده است و حتی یک مورد موفق پیوند کلیه، به دلیل نبود داروهای لازم برای تثبیت پیوند، شکست می خورد و بیمار از دنیا می رود، تصمیم می گیرد کاری برای از بین بردن آثار تحریم بر عرصه دارویی کشور انجام بدهد. او کارهای اولیه ثبت موسسه «دارو بدون مرز» (Medicine Without Borders) را انجام می دهد و برای رسیدگی بیشتر به آن، مدیریت بنیاد کودک آمریکا را به دوستانش می سپارد و تنها به عنوان مشاور با آنها همکاری می کند تا بتواند بیشتر انرژی و وقت خود را صرف تصمیم تازه اش کند. او که تخصص و تحصیلاتش در رشته مدیریت موسسات غیرانتفاعی است می گوید: می خواهم کارم را روی ارسال دارو به ایران برای بیماران سرطانی و غیره متمرکز کنم و سعی کنم با همکاری علاقه مندان دیگر به دنیا نشان بدهم تحریم روی بیماران و نیازمندان چه تاثیرات مرگباری دارد.بنیاد کودک
* بخش دوم/ دفاتر ایران
« مرفه بی درد»... این دو کلمه در ایران، گویی به همدیگر گره خورده اند. در جایی که به نظر برسد پول همه چیز است، باید هم کسی که آن را دارد، انسانی بی درد و رنج شناخته شود. در فیلم ها و سریال های ما، معمولا آدم های فقیر، درستکار و خوبند و آدم های پولدار، بی درد و بد. پولدارهای فیلم ها با خلافکاری پولدار شده اند و به هیچ چیز جز پول فکر نمی کنند.
اما واقعیت می تواند کاملا متفاوت باشد. در آموزه های دینی هم این فقر است که وقتی از در وارد شود، اخلاق و انسانیت را از پنجره بیرون می اندازد. کار و تلاش، صفتی قابل تحسین است که به داشتن پول و رفاه بیشتر می انجامد. در بین افراد مرفه نیز بسیار کسانی هستند که تلاش می کنند دنیا جای زیباتری برای زندگی باشد، آنها بنی آدم را اعضای یک پیکر می دانند و در واقع همین گروهند که می توانند ناجی فقرا باشند؛ من به آنها می گویمنآنها می گویم مرفهین با درد!
بنیادی برای کودکان فقیر و بااستعداد
خانم رقيه دادخواه، مدير عامل بنیاد کودک در ايران است؛ بنیادی که سعی می کند نور امید بچه هایی باشد که دوست دارند درس بخوانند اما وسع مالیشان به آنها این اجازه را نمی دهد.
ايشلن درتوضیح هسته اولیه بنیاد کودک درایران می گوید: ما ایرانی و مسلمان هستیم و کمک کردن به دیگران همیشه در فرهنگمان وجود داشته است. ما از پدران و مادرانمان یاد گرفته ایم که به یاری نیازمندان بشتابیم. 18 سال پیش، هسته اولیه بنیاد کودک، تقریبا به صورت همزمان در ایران و آمریکا توسط یک سری آدم های تحصیلکرده اروپا و آمریکا شکل گرفت.
در گذشته ها هیچ موسسه ای در آمریکا وجود نداشت که ایرانیان مقیم این کشور بتوانند از طریق آن، به بچه های نیازمند ایرانی کمک کنند. انتقال پول به ایران مقدور نبود و ایرانیان، بیشتر کمک هایشان را به آفریقا یا کشورهای دیگر می فرستادند. اینجا بود که تصمیم گرفته شد چنین موسسه ای ایجاد شود و هدف آن هم کمک به ادامه تحصیل بچه های نیازمند و با استعداد باشد. بچه های مستعد زیادی در ایران بودند که تنها به دلیل فقر، مجبور می شدند که اگر دختر هستند، خیلی زود ازدواج کنند و اگر پسرند، به کار کردن روی بیاورند، درحالی که معدل درسیشان بالا بود و در صورت داشتن امکان ادامه تحصیل می توانستند آدم های موفقی بشوند.
مددکاران، پل ارتباطی بنیاد کودک و بچه ها
خانم دادخواه در توضیح روند همکاری دفاتر ایران و آمریکای بنیاد کودک می گوید: ما اطلاعات این بچه ها را در ایران تکمیل می کردیم و اعلام نياز را به دفتر بنياد كودك در آمریکا می فرستادیم. در آنجا برای بچه ها کفیل می گرفتند و پول می فرستادند. کار خیلی سریع و خوب پیش رفت و تقاضا زیاد بود، تا جایی که خیلی زود، دیگر بچه ای نبود که کفیل نداشته باشد. البته دائما موارد جدیدی جایگزین می شوند و امروز 5200 خانواده تحت پوشش بنیاد کودک قرار دارند که از طریق آموزش و پرورش، کمیته امداد و بهزیستی، شناسایی می شوند. برای آنها تشکیل پرونده می دهیم و به مددکارانی معرفی شان می کنیم که نقش پل ارتباطی میان بنیاد کودک و خانواده بچه ها را دارند. این مددکاران از ابتدا در شناسایی بچه ها سهم دارند و بعد هم مرتب به آنها سر می زنند و پیشرفت درسی شان را کنترل می کنند.
خانم دادخواه می افزاید: تمامی کمک هاي جمع آوري شده در ايران به شکل بانکی انجام می گیرد و به کفیلان، صورت حساب کتبی داده می شود که می توانند آن را روی سایت بنیاد هم ببینند، ولي دفتر آمريكا به واسطه تحريم هاي اقتصادي عليه ايران، كمك هايش را به صورت مواد غذايي ارسال مي دارد كه به همان صورت نيز توزيع مي گردد. علی رغم این که هیچ اجباری برای حسابرسی نداریم، 11 سال است که هرسال توسط حسابدار رسمی مورد تایید وزارت دارایی، حسابرسی را انجام می دهیم و نتیجه را به دو زبان فارسی و انگلیسی منتشر می کنیم.
نیکوکاران فرهنگی
رقیه دادخواه، مدیرعامل بنیاد کودک در ایران، با بیان این که اخیرا هجدهمین دفتر این بنیاد نیز با کمک خیرین، افتتاح شده است، می گوید: بالای 700 نفر از مددجویان ما از دانشگاه فارغ التحصیل شده اند و به همین تعداد هم دانشجوی در حال تحصیل، حتی در مقطع دکترا داریم. خوشبختانه کمتر موردی پیش آمده است که ریزش داشته باشیم و بچه ای نتوانسته باشد در درس خواندن موفق شود. در بین آنها حتی فارغ التحصیل دندانپزشکی و پزشکی دانشگاه های خوبی مثل دانشگاه شهید بهشتی هم داریم. قشنگ ترین قسمت کار این است که تعدادی از این بچه ها بعد از فارغ التحصیلی، خودشان همکار ما در دفاتر بنیاد کودک می شوند یا کفالت بچه های محروم دیگری را بر عهده می گیرند که نشان می دهد این کار خیر به شکل دور و تسلسل ادامه خواهد داشت.
اکثریت کفیلان نیکوکار را چه قشری تشکیل می دهند؟ خانم دادخواه در پاسخ به این پرسش می گوید: بیش از 70 درصد آنها تحصیلات دانشگاهی دارند. در واقع این کار، مورد علاقه آدم های فرهنگی است که به تحصیل بچه ها علاقه مندند و اهمیت آن را درک می کنند. به نظر آنها، این که کودکی دیپلم بگیرد، خیلی بهتر از آن است که سیکل داشته باشد و این که لیسانس بگیرد، بهتر از آن است که به دیپلم اکتفا کند.
شناسایی مددجویان
با اشاره به این که به نظر می رسد اغلب بچه هایی که عکس و پرونده آنها در سایت بنیاد کودک موجود است، متعلق به چنداستان محدود باشند، می پرسم: چرا از برخی استان ها که توقع وجود بچه های محروم بیشتری را در آنها داریم، مددجویان کمتری معرفی شده اند؟ خانم دادخواه پاسخ می دهد: تلاش ما بر این است که در مناطق دورافتاده و محروم هم دفترداشته باشیم تا کار شناسایی و کمک به این بچه ها راحت تر انجام بشود.
می پرسم: در پرونده بچه ها دیده می شود که به میزان مستعد بودن آنها اشاره کرده اید. این موضوع را چطور تشخیص می دهید؟ خانم دادخواه پاسخ می دهد: بسیاری از این کودکان، توسط معلمانشان به ما معرفی می شوند که شناخت خوبی از میزان هوش و استعداد آنها دارند. شرط معدل هم مهم است و علاوه بر آن از بچه ها تست هوش گرفته می شود تا میزان مستعد بودنشان مشخص شود.
می گویم: بنابراین معلمان و دبیران آموزش و پرورش می توانند نقش پررنگی در شناسایی و معرفی بچه های نیازمند به بنیاد کودک داشته باشند. درست است؟ خانم دادخواه پاسخ می دهد: حتما همین طور است. خود من 30 سال در آموزش و پرورش خدمت کردم و 2 بار معلم نمونه شدم. شاید مهم ترین دلیلی که من را به بنیاد کودک کشاند، همان سال های کار در مدارس محروم شیراز و مناطق محروم تهران و دیدن قیافه رنج دیده و رنگ پریده کودکانی بود که معلوم بود صبحانه نخورده اند. من از همان اوایل کار بنیاد کودک، به عنوان مددکار با آن همکاری داشتم و شاید اولین بچه ها را هم از مدارسی که خودم در آنها کار می کردم به اینجا معرفی کردم، تا این که بازنشسته شدم و توانستم وقت بیشتری برای این کار بگذارم.
وي اضافه كرد: مدارس، بازوی توانمند ما هستند. دوستان ما به مواردي اشاره كردند كه دانشجويي به خاطر فقر، حتی در سال سوم دانشگاه مجبور شدند ترک تحصیل کنند. هدف ما کمک به این افراد است. درست است که بعضی روزها 18 ساعت کار می کنیم، اما آرامش خوبی بر ما حکمفرماست از این که می بینیم بچه هایی که زمانی امیدی به تمام کردن درسشان نداشتند، در رشته های مهندسی و پزشکی یا رشته های مورد علاقه شان فارغ التحصیل می شوند، آن هم فقط با کمک مردم.
کمک های متفرقه
اما این تنها دانش آموزان با استعداد نیستند که توسط بنیاد کودک، حمایت می شوند. خانم دادخواه درباره بقیه کسانی که از این کمک برخوردار می شوند می گوید: ما با 2 مدرسه دخترانه و پسرانه در مشهد که مخصوص بچه های نابینا و کم بینا هستند، همکاری می کنیم. همچنین تعدادی از کودکان سرطانی در ارومیه را تحت پوشش داریم. پیش از این با موسسه محک(انجمن خیریه برای درمان کودکان سرطانی) تهران هم همکاری داشتیم که همگی مددجویانمان در آن مرکز، فارغ التحصیل شدند و الان هم حمایت خود موسسه محک برای بچه های آنجا کافی است. در میان مددجویانمان، فرد نابینایی داشتیم که با رتبه 72 در رشته حقوق دانشگاه علامه طباطبایی قبول شد.
ايشان این توضیح را اضافه می کند: بنیاد کودک، درباره رنگ و نژاد و مذهب هیچ کس، چه بچه ها و چه کفیلان، سوال نمی کند. شاید ما تنها موسسه ایرانی باشیم که به این مسایل اهمیت نمی دهیم و حتی به بچه های افغانی که پدر و مادرشان را درایران از دست داده اند، مثل بچه های ایرانی کمک می کنیم.
آموزش بافتن تور ماهیگیری!
خانم دادخواه درباره ویژگی های خاص بنیاد کودک و تفاوت های آن با سایر موسسات خیریه می گوید: این، بزرگ ترین شبکه حمایتی خصوصی در کشور است. 18 شعبه دارد و عمده فعالیت هایش در جاهای دوردست است، درحالی که 90 درصد خیریه های فعال ایران، در تهران متمرکز شده اند. بنیاد کودک، موسسه ای پاسخگوست که بابت هر ریالی که برای بچه ای خرج می کند، به کفیل او توضیح می دهد. این کار، بسیار سخت است اما با هزینه کردن مبالغ بالا بر روی زیر ساخت ها، میسر شده است. همچنین به خاطر داشتن سیستم اینترنتی، در هر شهری می تواند فعالیت مجازی داشته باشد و تمامی دستورالعمل ها و روش کار بنیاد کودک به شکل مکتوب موجود است.
مدير عامل بنیاد کودک در ايران می افزاید: همه موسسات خیریه زحمت می کشند اما هدف ما همیشه این بوده که به جای ماهی دادن به یک نیازمند، ماهیگیری را به او بیاموزیم. بنیاد کودک، حتی بافتن تور ماهیگیری را هم به مددجویان خود یاد می دهد!
در میان بزرگ ترین موسسات خیریه دنیا
خانم دادخواه در توضیح سایر موفقیت های بنیاد کودک می گوید: ما داراي مقام مشورتي ويژه از اکوسوک سازمان ملل متحد هستیم. همچنین هرسال به درخواست خود ما، موسسه SGS سوییس، بنیاد کودک را به لحاظ مدیریتی، ممیزی می کند. بنیاد کودک، دارای تاییدیه های داخلی و بین المللی زیادی می باشد که نشانه نظم و بالا بودن سطح کار بنیاد است، به طوری که در حال حاضر با بزرگ ترین موسسات خیریه دنیا قابل مقایسه می باشد. بنیاد کودک، اولین موسسه خیریه در ایران است که توانسته از وزارت کشور، مجوز ملی بگیرد و از هیات دولت هم مجوزی داریم که طبق آن،کمک های مردم از مالیات معاف است. حتی اجازه داده شده است که کمک های غیرنقدی خارج از کشور، بدون عوارض گمرک وارد شوند. بنیاد کودک، همکاری دوطرفه ای هم با ساير موسسات خيريه دارد و حتي در راه اندازي طرح اكرام ايتام نيز نقش موثري داشت كه در حال حاضر حدود 100 هزار كودك را تحت پوشش قرار داده است.
مدیریت صحیح، رمز موفقیت
مدير عامل بنیاد کودک در ايران، درباره دلایل موفقیت این بنیاد می گوید: ایجاد یک موسسه خیریه مردم نهاد(NGO) مانند یک زلزله است. داشتن 2 مددجو، مثل یک زلزله دو ریشتری است. اگر مددجویانتان 50 نفر بشوند، مثل یک زلزله 4 ریشتری است و به همین ترتیب، هرقدرتعداد مددجویان بیشتر شود، گویی شدت زلزله بیشتر شده است. در این موقعیت باید بتوان نظم را برقرار کرد زیرا اگر مدیریت صحیح نداشته باشید مانند آن است که ساختمان خود را مقاوم سازی نکرده اید.
یکی از مسائلی که برای ما اهمیت دارد، حفظ احترام و شخصیت بچه هایی است که مورد حمایت قرار می گیرند. هرگز نشانی بچه ای به کفیل او داده نمی شود و تمامی ارتباطات آنها از طریق بنیاد کودک است. برای جلوگیری از هرگونه سوء استفاده، کفیلان تنها اجازه دارند در دفتر مركزي بنیاد کودک یا دفاتر ديگر آن با بچه ها ملاقات کنند. سال هاست این روش را داریم که مورد تایید مقامات ناظر هم هست.
از کفیل تا مددجو
حداقل مبلغ ماهیانه ای که هرکس می تواند کمک خود را با آن شروع کند، 40 هزار تومان است. از خانم دادخواه می پرسم چگونه با این مبلغ، به مددجویان کمک می شود؟ ایشان در پاسخ می گوید: نیاز هر مددجو مشخص و متفاوت است. شاید در سال های گذشته، 40 هزار تومان برای تحصیل یک نفر کافی بود، اما در حال حاضر هر مددجو به طور میانگین بین 150 تا 200 هزارتومان در ماه لازم دارد. بنابراین به هر مددجو بیش از یک کفیل اختصاص می دهیم تا مخارجش را تامین کنند، به عنوان مثال اگر مخارج یک مددجو ماهیانه 200 هزار تومان باشد، 5 کفیل لازم است تا هرکدام با پرداخت 40 هزار تومان، تامین بخشی از این مخارج را بر عهده بگیرند. حالا اگر یک نفر آمد و خواست تمامی مخارج یک مددجو را به تنهایی تقبل کند، مبلغ کلی را به او می گوییم و خودش همه آن را می پردازد. البته خیران معمولا در مناسبت هایی مانند عید نوروز یا شروع و پایان سال تحصیلی، هدایای نقدی و غیرنقدی ویژه ای برای بچه های تحت حمایتشان تهیه می کنند.
ايشان به نمونه جالب و عجیبی هم اشاره می کند: حتی موردی داشته ایم که کفیلی برای مددجوی خود خانه خریده است! می گویم: یعنی در واقع برای خانواده مددجو؟ خانم دادخواه پاسخ می دهد: بله، ما در واقع خانواده مددجویان را تحت پوشش قرار می دهیم، اما بهانه مان، بها دادن به تلاش بچه هایی است که درس می خوانند تا آینده خود و خانواده شان را بسازند. دلیل اصلی کمک های بنیاد کودک، یتیم بودن یا فقر بچه ها نیست و نتیجه سرمایه گذاری روی دانش آموزان مستعد، در سال های آینده مشخص خواهد شد.
وقتی خدا هنوز به انسان ها امیدوار است...
خانم دادخواه با بیان این که مجبورند اولویت را به کودکان مستعد بدهند، می افزاید: آرزو می کنیم روزی به جایی برسیم که هیچ کودک ایرانی به دلیل فقر از ادامه تحصیل باز نماند. من این جمله را که بزرگی گفته است، همیشه به کسانی که به صورت حضوری مراجعه می کنند تا کفالت بچه ای را بر عهده بگیرند هم می گویم، هر بچه ای که به دنیا می آید به این معنی است که خداوند هنوز از خلقت بشر ناامید نشده است. من هم امیدوارم و می دانم دنیای بعد از ما هم دنیای خوبی خواهد بود که در آن مردم یکدیگر را در داشته های خود سهیم می کنند و به کسانی که دارا هستند یاد می دهند چطور داراییشان را خرج کنند. این، بزرگ ترین قدم بنیاد کودک است.


سلام