ناظم مدرسه راهنمایی، پشت بلندگو می گفت: کیف ها روی زمین، همه چند قدم عقب!

در سال های آغازین دهه هفتاد، پیدا شدن چیزهایی که امروز، به همراه داشتن آنها برای نوجوانان، عادی تلقی می شود، در میان وسایل دانش آموزان، بسیار بعید بود.  شاید به خاطر همین با اوقات تلخی، از کیف ها فاصله می گرفتیم تا جلوی چشم هایمان، آنها را بگردند، مبادا کتاب غیر درسی، کلیپس سر یا آینه ای به همراه داشته باشیم.

نوجوانان آن روزگار، اکنون کم کم پا به دوران میانسالی می گذارند. از هر کدامشان بپرسی، یک دفترچه خاطرات دارند از روزهایی که ناظم مدرسه، پاچه شلوارشان را بالا می زد، نکند جوراب سفید پوشیده باشند، از حراست دانشگاه که به سلام و علیک آنها با همکلاسی هایشان هم گیر می داد، از روزهای تفتیش داشبورد و صندوق عقب ماشین، از جمله تکراری « شما چه نسبتی با همدیگر دارید» و از ماموران جمع کردن دیش های ماهواره و گشت ارشاد و پلیس اسکی و پلیس دریا و... که تا هنوز، هر روز به شکلی تازه در برابرشان ظاهر می شوند.

در این سال ها، هر مدیری که آمده است، با سلیقه شخصی خودش، قانونی را وضع و اعمال کرده و مردم را مورد سوال قرار داده است، بدون آن که آنها بدانند مرز حریم خصوصی شان کجاست و چه موقع حق اعتراض دارند.
این مرزها هنوز در جامعه کماکان ناشناخته اند و با سلیقه مدیران نهادهای مرتبط، تعیین می شوند که بدیهی است با هر تغییر مدیریتی، دستخوش تغییر خواهند شد.

مرا به حال خود بگذارید!

به گفته سایت ویکیپدیا، حریم خصوصی یعنی یک فرد یا گروه بتواند خود و یا اطلاعات مربوط به خود را مجزا، و آنها را به انتخاب خویش در برابر دیگران آشکار کند.

حميد رضا اصلاني، دانشجوي دوره دكتراي حقوق خصوصي دانشگاه شهيد بهشتي، می گوید: انديشمندان غربي، تعاریف مختلفی درباره حریم خصوصی ارائه کرده اند،  از جمله حق شخص مبني بر اين كه تنها [به حال خود] رها شود، یا تمايل اشخاص به اين كه آزادانه تصميم بگيرند كه تحت چه شرایطي و تا چه ميزاني خود، وضعيت و رفتارشان را براي ديگران فاش كنند و یا حق اشخاص دائر بر اين كه در مقابل هرگونه مداخله در زندگي يا امور شخصي يا امور خانوادگي از طريق ابزارهاي فيزيكي يا افشای اطلاعات مصون بمانند.

مرزها و فرهنگ ها

مرزها و محتوای آنچه خصوصی قلمداد می‌شود، در میان فرهنگ‌ها و اشخاص، متفاوت، اما تم اصلی آنها مشترک است. درجه خصوصی بودن اطلاعات بستگی دارد به این که عموم چگونه این اطلاعات را دریافت و با آن برخورد خواهند کرد که به نوبه خود به شرایط زمان و مکان وابسته‌است.

این که چگونه فرهنگ یک کشور می تواند بر مرزبندی های حریم خصوصی در آن، تاثیرگذار باشد، نکته ای است که شاید بتوان در میان نوشته های «بابک» در وبلاگ شخصی اش به نام « در آمریکا» که حاصل مشاهدات او از سفر به این کشور است، پیدا کرد: بعضی چیزها را بلافاصله همان موقع که تغییر محیط می دهیم، می فهمیم. چیزهایی هم هستند که بعد از گذر زمان درک می کنیم. آن اوایل فکر می کردم آمریکایی ها اصلاً به حریم خصوصی دیگران توجه نمی کنند و آن چیزهایی که برای ما مهم است برای اینها مهم نیست. اما بعدها فهمیدم که آنها هم به چیزهای خصوصی اهمیت می دهند. حداقل این چیزی بوده است که در شهری که زندگی می کنم تجربه کرده ام. تفاوت ما با اینها این است که ما اول وارد حریم خصوصی دیگران می شویم تا با آنها صمیمی شویم اما اینجا مردم اول با هم صمیمی شده و بعد وارد حریم خصوصی یکدیگر می شوند.

یک مثال ساده آن، میزان فاصله حریم فیزیکی و نوع تماسی است که مردم با یکدیگر ایجاد می کنند. در حالی که حریم خصوصی در ایران چیزی حدود سی سانتی متر است، این اندازه در اینجا بیشتر از پنجاه سانتی متر می شود. البته تراکم جمعیت، فرهنگ افراد و چیزهای دیگری هم در این مورد تاثیرگذار هستند. آن مدل فشردگی جمعیت در اتوبوس های ایران، در اینجا به نوعی ناراحتی است. به همین نسبت، نوع ارتباطات فیزیکی که در ایران هست، مانند دست دادن با هر سلام، دست روی شانه هم انداختن، بغل کردن، روبوسی، پشت شانه زدن، دوستانه کتک زدن، خودکار از جیب طرف برداشتن و حتی جنس لباس طرف را بررسی کردن، به نوعی وارد شدن به محدوده فیزیکی افراد و بیشتر به منظور ایجاد رابطه صمیمانه تر روانی است. اما در اینجا بیشتر روابط فیزیکی - نه همه آنها (!)- نتیجه رابطه صمیمانه است. شاید به همین دلیل است که سوال هایی که در فرهنگ ما خیلی زود به آنها پرداخته می شوند، در اینجا خیلی دیر پرسیده می شوند. 

حریم خصوصی، سلایق و علایق

اگر بخواهیم به شکل کارشناسی شده تری به مساله نگاه کنیم، مباحث مربوط به حريم خصوصي به چهار حوزه قابل تقسيم اند:

1.حريم خصوصي در منازل و اماكن: حق اوليه افراد در مصون ماندن از تعرض و تجاوز به منازل و اماكن و به طور كلي كليه مكان هاي سرپوشيده يا محصور متعلق به ايشان.

2. حريم خصوصي جسماني: حق اشخاص در مصون بودن از تعرض به تماميت جسماني و بدني ايشان، از جمله جنبه هاي مرتبط با سلامت جسمي و روحي و همچنين خصوصيات محرمانه بدني آنها.

3. حريم خصوصي اطلاعاتي: حق اوليه افراد در محرمانه ماندن و جلوگيري از تحصيل، پردازش و انتشار داده هاي شخصي مربوط به آنها مگر در موارد قانوني.

۴. حريم خصوصي ارتباطاتي: حق اشخاص در محرمانه باقي ماندن محتواي كليه اشكال و صور مراسلات و مخابرات متعلق به آنها.

بدیهی است هریک از این تعریف ها، با توجه به فرهنگ جامعه ای که در آن به کار می روند، می تواند محدوده ای متفاوت را در بر بگیرد، به طوری که مرزهای حریم خصوصی در دو جامعه مختلف را به شکلی غیرقابل انکار، از یکدیگر متمایز سازد. به عنوان مثال، وقتی صحبت از «مکان های سرپوشیده تحت تملک افراد» به میان می آید، ممکن است گفته شود از آنجا که پشت بام منازل، سرپوشیده نیست، بنابراین جزو حریم های شخصی به حساب نمی آید و به عنوان مثال، ماموران نیروی انتظامی، هروقت اراده کنند، می توانند به هر نحو که شده، خود را به پشت بام ها رسانده و چیزهایی را که به عنوان آلت جرم شناخته می شوند، از آنجا جمع آوری کنند.

با این تعریف، اتومبیل، فضایی سرپوشیده و تحت تملک افراد است که باید به عنوان حریم خصوصی درنظر گرفته شود.
در تعریفی دیگر، ممکن است گفته شود اتومبیل، در خیابان حرکت می کند و هر اقدامی در آن صورت بگیرد، قابل رصد از سوی دیگران است، بنابراین حریم خصوصی به شمار نمی رود و ماموران نیروی انتظامی، هروقت صلاح بدانند می توانند آن را متوقف کرده و تفتیش کنند.

با این تعریف، منزل مسکونی، در صورت محصور بودن، حریم شخصی است و تا وقتی کسی نداند و نبیند که در آن چه می گذرد، نمی شود بدون مجوز قانونی وارد آن شد و در دارایی های صاحبخانه، دخل و تصرف کرد.

از طرفی، در آموزه های فرهنگی- دینی ما، همیشه اصل بر برائت است. بزرگانمان توصیه کرده اند اگر شبی کسی را در حال گناه دیدید، صبح به چشم گنهکار در او نگاه نکنید، شاید سحر توبه کرده باشد. چگونه می توان حریم خصوصی کسی را شکست، فقط به دلیل این که  گمان به مجرم بودنش می رود؟

دکتر غلامرضا طیرانیان، حقوقدان، می گوید: اگر نگاه برپایه برائت نباشد، می توان مرا به جرم پوشیدن کت و شلوار بازداشت کرد، زیرا ظن به مسروقه بودن آن می رود!

به خوبی ملاحظه می شود اختلاف نظر در تشخیص مرزهای باریک حریم خصوصی، آن قدر زیاد، و تصمیم گیری دراین مورد به قدری حساس است که تنها با تصویب قوانینی دقیق و روشن می شود به حریم خصوصی افراد نزدیک شد تا اتهام سلیقه ای بودن اجرای قانون، متوجه مجریان آنامر نگردد.

البته گاهی وقت ها افراد اطلاعات خصوصی خود را داوطلبانه افشا می‌کنند، مثلا برای تبلیغات یا هنگام شرکت در مسابقات و قرعه‌کشی‌ها. افشای اطلاعات خصوصی ممکن است منجر به سوءاستفاده از آنها توسط دیگران یا دزدی هویت ‌شود. اینجاست که مفهوم حریم خصوصی بر مفهوم امنیت نیز تاثیر می‌گذارد، اگر شما نشان بدهید که از افشای اطلاعات خصوصی خاصی در زندگی تان می ترسید، راه موثری را به سودجویانی که ممکن است بخواهند با به دست آوردن نقطه ضعف های شما، به برآوردن خواسته های خود، وادارتان کنند، نشان داده اید. توجه به تعداد روزافزون پرونده هایی که با موضوع دزدی از حساب های اینترنتی، افشای اطلاعات شخصی و هتک حیثیت افراد در اینترنت، به دادسراها می روند، نشان می دهد سوء استفاده از اطلاعات خصوصی در فضای مجازی هم گسترش یافته و در واقع، خود را همگام با پیشرفت تکنولوژی، به شکل هایی مدرن، بازسازی و تکرار می کند. این موضوع، اهمیت لزوم تدوین قوانین درست و دقیق درباره حریم خصوصی را بیشتر و پررنگ تر می کند.

سگ نجس، سگ غیرنجس!

یکی از مواردی که مسئولان نیروی انتظامی روی برخورد با آن تاکید کرده اند، «سگ گردانی» در ملاء عام است که منظور از آن، آوردن سگ های خانگی به خیابان ها و مکان های عمومی است. در توضیح ممنوع بودن این کار، دلایلی از قبیل بهداشتی نبودن تردد حیوانات، نجس بودن سگ ها و مبارزه با ترویج فرهنگ غرب ذکر شده که همین تعدد دلایل، می تواند نشانه ای از تشتت آرا و همرای نبودن تصمیم گیرندگان مربوطه درباره دلیل اصلی لزوم چنین برخوردی باشد.
علی رامبد، وکیل دادگستری، درباره تقسیم بندی سگ ها می گوید: چهار نوع سگ(کلاب اربعه) وجود دارند که نجس نیستند، از جمله سگ نگهبان، سگ همراه نابینایان و سگی که به منظور هشدار، پارس می کند.

این تعریف، می تواند یکی از دلایل لزوم برخورد با سگ گردانی را از بین ببرد، همان طور که دو دلیل دیگر هم می توانند با راهکارهایی مثل به همراه داشتن کارت سلامت حیوان برای اطمینان ازآن که حضورش، تهدیدی برای سلامتی جامعه محسوب نمی شود، و توجه به آموزه های اخلاقی و دینی درباره مهربانی با حیوانات و مراقبت از آنها که فرهنگی خودی است، نه بی خودی، کان لم یکن تلقی گردند.

آن گاه این پرسش پیش می آید که اگر کسی با در نظر گرفتن تمام نکات بالا، از یک سگ خانگی نگهداری کرد، آن را برای گردش که از نیازهای ضروری حیوان است، به کجا باید ببرد، وقتی حضور حیوانات در پارک ها ممنوع است و در خیابان هم تحت عنوان طرح برخورد با سگ گردانی با آنها برخورد می شود؟ آیا این، نقض حریم خصوصی انسان در آزادی انتخاب او برای نگهداری از حیوانات خانگی نیست؟

توجه به این نکته ضروری است که در جامعه امروز ما نیز دیگر سگ ها یا گربه های خانگی، صرفا حیواناتی زیبا که داشتنشان، کلاس خاصی برای صاحب آنها به همراه داشته باشد، نیستند، بلکه این روزها دور و بر ما هم آدم های تنهایی پیدا می شوند که مصاحبی به جز حیوان خانگی شان ندارند.

امر به منکر و نهی از معروف!

با آغاز تابستان و تشدید دوباره طرح مبارزه با مانکن های خیابانی و بدحجابی، سردار رادان، با ارائه راهکاری تازه، از مردم خواست در صورت مواجه شدن با مواردی از قبیل کشف حجاب در اتومبیل های شخصی، از این صحنه ها عکس بگیرند و در اختیار نیروی انتظامی قرار بدهند تا با فرد متخلف، برخورد قانونی صورت بگیرد. البته نیروی انتظامی، پیش از اینها، خود وارد صحنه شده و از متخلفان اجتماعی، فیلمبرداری می کرد و عکس می گرفت.

مردم در مواجهه با این گفته ها، پرسش هایی را مطرح می کنند که دانستن جوابشان، بسیار ضروری و حساس است.
یکی از کاربران اینترنت، می پرسد: اگر عکس گرفتن از بدحجابان، نهی از منکر است، آیا عکاسی از افراد محجبه، امر به معروف خواهد بود؟! آیا فکر نمی کنید باز گذاشتن دست همه در عکاسی از همدیگر، راه را برای سوء استفاده افراد مغرض و کلاهبردار باز خواهد کرد؟ چه تضمینی هست که بعضی ها به این بهانه، عکسی از کسی نگیرند و بعدا آن عکس را به جای سپردن به نیروی انتظامی، در راه رسیدن به اهداف شوم خودشان استفاده نکنند؟ آیا این راهکار، نتیجه عکس نمی دهد و خودش نوعی امر به منکر حساب نمی شود؟

جوان دیگری سوال می کند: اساس چنین برخوردی، آن است که خودرو، حریم شخصی تلقی نشود و اگر شما فرد بدپوششی را در آن دیدید، به جای آن که سرتان را پایین بیندازید یا حداکثر به او تذکر بدهید، اجازه دارید دوربینتان را به طرفش نشانه رفته و عکس بگیرید. می خواهم بدانم اگر خودرو حریم شخصی به حساب نمی آید، آیا شما حق دارید بی اجازه در اتومبیل دیگران را باز کرده و سوار شوید؟!

اما کاربری که ظاهرا خودش هم در کارهای گرافیکی و فوتوشاپ، دستی دارد، به نکته قابل توجه دیگری اشاره می کند: ممکن است یک نفر که با کسی مشکل دارد، عکسی جعلی و فوتوشاپی از او تهیه کرده و آن را به ماموران بدهد تا طرف را توی دردسر بیندازد. در این صورت چه کسی پاسخگوست؟!

در اینجا یک بار دیگر این پرسش مطرح می شود که برای تصمیم گیری در مورد مسائل مربوط به حریم خصوصی چقدر کار کارشناسی انجام می گیرد و آیا اصولا اتاق فکری، پشت این تصمیمات وجود دارد یا خیر. خیلی دلمان می خواست پاسخ تمام پرسش هایی که در این گزارش مطرح شده اند را از مسئولین نیروی انتظامی بپرسیم که به واقع، شایسته ترین گزینه برای توضیح در مورد چنین ابهاماتی هستند. افسوس که بعد از ده روز پیگیری، سرانجام از سوی روابط عمومی ناجا خبر رسید که فعلا کسی نمی تواند درباره مبحث«حریم خصوصی» با ما به گفتگو بنشیند. گویی حریم خصوصی مسئولان نیروی انتظامی، فارغ از این که خود، تقریبا تنها تعیین کننده مرزهای این حریم در زندگی شهروندان شده اند، حریمی سفت و سخت است که ورود به آن، به این راحتی ها ممکن نیست!