بخش نخست

از تهاجم فرهنگي تا تبادل فرهنگي   

مردم طوري با شتاب از واگن هاي قطار مترو پياده مي شوند و به سوي پله ها مي دوند كه انگار در آنجا، جايزه اي انتظارشان را مي كشد كه فقط به نخستين نفرات تعلق مي گيرد. چند نفر حتي روي پله برقي هم به دويدن ادامه مي دهند و اين كارشان، فرياد اعتراض پيرمردي را بلند مي كند: آقا جان، چرا رزونانس ايجاد مي كنيد؟ باعث مي شويد پله برقي از كار بيفتد و چهار تا پيرمرد و پيرزن به مشكل بربخورند. شما كه جوان هستيد مي توانيد از پله ها بالا برويد و اين پله برقي را براي امثال من بگذاريد.

مرد جواني در پاسخ به اين اعتراض مي گويد: البته سرعت پله برقي هاي هيچ كدام از كشورهايي كه من ديده ام، اين قدر كم نيست. يك ساعت طول مي كشد تا برسي بالا. آدم حوصله اش سر مي رود. خانمي مي گويد: با همين سرعت كم هم خيلي از خانم هاي مسن مي ترسند از پله برقي استفاده كنند، چه برسد به اين كه سرعتش زيادتر بشود. مرد ميانسالي مي گويد: مردم ما هنوز ياد نگرفته اند موقع راه رفتن از سمت راست خودشان حركت كنند. هنوز كه هنوز است، با رسيدن قطار به سمت درهاي آن هجوم مي آورند و صبر نمي كنند كسي پياده شود. من نمي دانم ما كي قرار است با فرهنگ بشويم و مثل مردم ممالك پيشرفته رفتار كنيم؟

قرن فرمانروايي فرهنگ

فرهنگ، ركن اصلي تحولات اجتماعي بشر قرن بيست و يكم است. اگر در زمان انسان هاي اوليه، قدرت يك جامعه در زور بازو و توانايي فيزيكي افراد‌آن خلاصه مي شد و طي قرون بعدي، در برتري اقتصادي و سياسي آنها، اما قرن ما قرن فرمانروايي فرهنگ است.

در دنياي امروز، به هركجا كه برويد، چيرگي قدرتمند فرهنگ را به شكلي آشكار مي بينيد. در عصر ماهواره و اينترنت، هركشوري كه در راستاي اهداف خود، قوي تر و مدبرانه تر عمل كرده باشد، مي تواند باورها و برنامه هاي خود را در قالب پيام هاي جذابي كه به وسيله ابزار فرهنگي از قبيل سينما و موسيقي و كتاب، منتقل مي شوند، به كشورهاي ديگر تحميل كند. كشورهايي كه نسبت به برنامه ريزي هاي فرهنگي غفلت كرده باشند، اگر دست كم نتوانند از ميان فرهنگ هاي مهاجم، بهترين آنها را برگزينند، بايد نگران تهاجم فرهنگ هاي بيگانه با فرهنگ خود باشند، زيرا جنگ هاي هزاره سوم، جنگ نرم هستند و به شكلي كاملا نامحسوس، لايه هاي مختلف اجتماع را هدف مي گيرند و پيش مي روند.

از سوي ديگر، حتي زماني كه سياستمداران كشورهاي مختلف در حال خط و نشان كشيدن براي همديگر هستند، مردم در شبكه هاي اجتماعي درباره صلح گفتمان مي كنند و قرار تظاهرات ضدجنگ مي گذارند. اين پيام ها بي تاثير نيست؛ تا بالاترين رده هاي حكومتي كشورها منتقل مي شود و مي تواند تصميمات را تغيير دهد. تمامي اين اتفاقات، نشانه هاي برتري آشكار قدرت فرهنگ بر قدرت پارامترهاي ديگر است.

تبادل يا تهاجم فرهنگي؟

اگر به سينما و موسيقي و مد در اقصي نقاط دنيا توجه كنيم، نمي توانيم منكر نفوذ ويژگي هاي سينما و موسيقي و مد غربي در آنها شويم. ديگر جوانان ژاپن با كيمونو و هندي ها با ساري شناخته نمي شوند، خوانندگان كره اي و ترك و عرب هم رپ خوان شده اند و مردم دنيا در يك لحظه مي توانند از آخرين تحولات دوردست ترين نقاط باخبر شوند.

دنيا، دهكده اي جهاني است و اين موضوع نيز به فرهنگ هاي قوي تر كمك مي كند تا خرده فرهنگ هاي ديگر را جذب و هضم كرده و به رنگ خود درآورند. اما چگونه است كه آداب معاشرت اجتماعي و رفتارهاي درست فرهنگي، پا به پاي نمادهايي مانند شلوار جين و موسيقي و ولنتاين، صادر نمي شوند و اگرچه آخرين مدل هاي «تبلت» و خودرو و عينك آفتابي در تمامي دنيا مورد استفاده قرار مي گيرند، اما در برخي از كشورها نظم و نظافت و نزاكت، حكمراني مي كند و در برخي از كشورها نه؟

بي ترديد، اين ويروس است كه واگير دارد. هيچ گاه نمي توان سلامت را از يك انسان سالم به يك انسان بيمار منتقل كرد، بلكه اين بيماري و كسالت است كه كوچه به كوچه، شهر به شهر و ديار به ديار راه مي گشايد و منتشر مي شود. چگونه مي توانيم مباني درست و درمان فرهنگ هاي موجود در دهكده جهاني را الگو قرار بدهيم و معاني درست و درمان فرهنگ خودمان را نيز به جهانيان معرفي كنيم؟ چه بايد كرد كه تبادل فرهنگي، جاي تهاجم فرهنگي را بگيرد و انگيزه حركت هاي رو به رشد شود؟

شايد به عنوان تلاشي براي پاسخگويي به همين پرسش ها بود كه شورای فرهنگ عمومی تصميم گرفت روزي را به عنوان روز فرهنگ عمومي در تقويم ملي كشورمان ثبت كند و براي اين منظور، چهاردهم آبان ماه را  برگزيد.

وارد شدن فرهنگ متناسب با تكنولوژي

شاهرخ حقيقي، دكتراي فلسفه از دانشگاه سنت جونز نيويورك، به گزارشگر روزنامه اطلاعات مي گويد: اولين دليل جا نيفتادن فرهنگ درست اين است كه جامعه امروز ما يكدست نيست، به خصوص در يك قرن اخير كه با كشورهاي خارجي رابطه داشته و تغييرات آنها، از جمله تكنولوژي، در آن منعكس مي شود. ما وسايل مدرن را به خانه هاي خود مي آوريم اما تفكرمان را به روز نمي كنيم و همين مشكل ساز مي شود.

تكنولوژي، بستر مدرن هم می خواهد. اگر اتومبيل وارد و استفاده مي كنيم،‌ نياز به راه، پمپ بنزين و لوازم يدكي هم داريم كه همراه آن وارد مي شوند. سپس كسي بايد باشد كه بداند اين اتومبيل چطور كار مي كند و چگونه تعمير مي شود، بنابراين بايد درس مرتبط با آن را بخواند و از اين قبيل تمهيدات. كساني كه از خارج مي آيند، رانندگي ايراني ها را نوعي هرج و مرج مي بينند كه به دليل وارد نشدن فرهنگ متناسب با تكنولوژي است.

جامعه اي پر از تضادها

دكتر حقيقي در شرح عوامل ديگري كه از ورود فرهنگ هاي درست به يك جامعه جلوگيري مي كند، مي افزايد: دومين دليل آن است كه جامعه ما پر از تضاد است و براي فهم آن لزوما بايد تضادها را بفهميم. هيچ چيز را يكدست نبينيم و يكدست برچسب نزنيم، زيرا اگر تضادها را درست نفهميم، امكانات تغيير آنها را نمي توانيم بفهميم، ضمن آن كه جامعه ما جامعه پيچيده اي است و افراد، به جاي تحليل وضعيت و مشكلات، بيشتر به بيان احساس نفرتشان از آنها مي پردازند. در حالي كه انسان بايد در هر شرايطي، متناسب با آن شرايط، واكنش درست را نشان بدهد.

راه سوم، تشخیص میزان اهمیت مساله در فرهنگ به وجود آورنده آن است. مثلا بعضی اسکیموها وقتی تعداد بچه هایشان زیاد بشود، آنها را می کشند، به خصوص اگر دختر باشند. آنها براي حل مساله تنظیم جمعیت در آن منطقه، اين كار را درست مي دانند، زيرا معتقدند بخش بزرگ تری از جمعیت باید مرد باشد تا بقای همه ممکن شود. پس اگر قرار است اين باور، تغيير داده شود، ابتدا بايد ريشه آن شناسايي و از بين برده شود.

پيرزني در بازارچه!

محمود اماني- استاد دانشگاه و جامعه شناس، ضمن اشاره به گفته هاي مارشال مک لوهان كه معتقد است به واسطه توسعه نقش رسانه ها و تکنولوژی، دنیا به دهکده جهانی تبدیل شده و توسعه ارتباطات در جهان مرزهای فاصله را درنوردیده است و انسان ها فرصت ارتباط سریعتر و بهتر با یکدیگر را در اختیار دارند، درباره سهم ايرانيان در بازار جهاني فرهنگ مي گويد: به باور من، وضعیت ایران و فرهنگ ایرانیان شبیه پیرزنی است که به دلیل ضعف، در انتهای بازار و در گوشه تاریک و بسیار کوچکی از آن، برای خودش جایی پیدا کرده و یک کیلو میوه بد قیافه را برای فروش در سبدی بدفرم عرضه کرده است. به نظر شما چه کسی حاضر است دستفروشان پرانرژي و مرغوب فروش ابتدای بازار را ناديده بگيرد و از این پیرزن خرید کند؟

در پاسخ به اين پرسش که سهم فرهنگ ما ایرانیان در فرهنگ حاکم بر دهکده جهانی چیست و فرهنگ عامه ما چقدر توانسته است به فرهنگ خاص سایر ملل و به الگوی فرهنگی ساكنان ديگر جهان تبدیل شود، بايد بگويم سهم امروز ما در بازار تبادل فرهنگي دنيا، بسيار كمرنگ است. به عنوان مثال ساندویچ و پيتزا در تمامی شهرها و روستاهای ما مورد استقبال قرار گرفته است اما آبگوشت ایران در جهان نه! بسیاری از عناصر فرهنگی کشورهای صنعتی به ویژه آمریکا و اروپا در سال های اخیر به آرامی وارد سبک زندگی ما ایرانیان شده است، بدون این که ما تلاشی برای بررسی دلایل وقوع این مساله و مهمتر از همه راهکارهای توسعه حضور در بازارچه عرضه فرهنگ ملل جهان به خرج بدهیم. کالاهای فرهنگی ما در حال حاضر خریدار و جذابیت چندانی ندارد و مهمترین دليل آن، ضعف ارتباطات و فقدان برنامه ریزی و استراتژی است. ما در روستای بزرگی به نام جهان زندگی می کنیم، در حالی که ارتباط مناسبی با سایر ملل آن نداریم. فقدان تعامل مناسب با سایر کشورهای جهان، براي هر كشوري مي تواند آسیب های جدی از لحاظ فرهنگی به همراه داشته باشد.

من بخش بزرگی از آسیب های اجتماعی و فقر فرهنگی را نتیجه عدم تعامل و ارتباط صحیح با دنیای پیرامون می دانم. ارتباطات سنگ پایه تمدن بشری و مهترین عامل پیشرفت یک کشور يا یک شخص است. برای تقویت حضور در جامعه جهانی احتیاج داریم ارتباطات را از دوران کودکی و در قالب یک برنامه درسی به دانش آموزان ایرانی بیاموزیم تا بتوانیم در سالیان نه چندان دور انتظار داشته باشیم كه سهم ما از فروش و عرضه فرهنگ در بازارچه جهانی افزایش یابد.

بخش دوم 

چند فرسنگ تا فرهنگ؟

وقتي طي سفر يا پيك نيك، در كنار رودخانه يا جنگلي اتراق مي كنيد، نگاهي به دور و بر خود بيندازيد. در سايه سار هر درخت، اجاقي براي افروختن آتش برپا شده و ساحل رودخانه، پر از زباله است. با ادعاي داشتن تمدني كهن و آييني برتر، نتيجه يك روز تفريح ما، چيزي جز به مخاطره افكندن طبيعت و پاكيزگي آن نيست. معتقديم ادب، آداب دارد اما همه تعارفاتمان ظاهري است و هنگام رانندگي، امكان ندارد به كس ديگري حق بدهيم تا از ما جلو بزند! ايمان داريم كه مرگ، حق است اما در مجالس عزاداري، ناشكري و بي تابي مي كنيم و از خداوند گله داريم كه عزيزمان را از ما گرفته است! مي گوييم پاكيزگي نشانه ايمان است، اما به نظافت شخصي خودمان رسيدگي نمي كنيم و در اماكن عمومي، با بوي عرق يا دهان خود ديگران را مي آزاريم. مي دانيم خدا، اسراف كاران را دوست ندارد اما براي چند نفر ميهمان، به اندازه يك قبيله غذا درست مي كنيم. مي گوييم علم، برتر از ثروت است اما براي ازدواج، دنبال كسي مي گرديم كه وضع مالي بهتري داشته باشد. اعتقاد داريم وقت طلاست اما آن را صرف كارهاي پوچ مي كنيم و به مطالعه و ورزش نمي پردازيم. چشم و همچشمي، تنگ نظري، بي توجهي به خود يا همنوعان، ظلم به حيوانات و گياهان، دروغگويي، غيبت، افترا، همه و همه از جمله كارهايي هستند كه مي دانيم اشتباهند اما سعي نمي كنيم آنها را از دايره عادت هاي ناپسندمان حذف كنيم.

گاهي  فراموش مي كنيم كه عالمان بي عمل، فرسنگ ها فاصله دارند از فرهنگ!

فرهنگ و فرهنگ عمومي

مرحوم دکتر معین، واژه فرهنگ را مرکب از دو واژه «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، علم، معرفت و آداب و رسوم مي داند، اما کامل ترین و جامع ترین تعریف فرهنگ، توسط مردم شناس انگلیسی، ادوارد تایلور، ارائه شده است: مجموعه ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هر چه را که فرد به عنوان عضوی از جامعه خویش فرا می گیرد، فرهنگ نامیده می شود.

جامعه شناسان مي گويند فرهنگ عمومی به معنای فرهنگ غالب و گسترده ای است که در میان عموم جامعه رواج و رسوخ دارد؛ حوزه ای از عقاید، ارزش ها و هنجارها که اجبار اجتماعی غیر رسمی از آن حمایت می کند و فراتر از گروه ها و اقشار خاص جامعه است. به عبارتی دیگر، وجوه یا ابعاد یا قلمروهایی از فرهنگ که با عامه مردم در ارتباط است، فرهنگ عمومي ناميده مي شود. بنابراین می توان دریافت که فرهنگ عمومی دربرگیرنده رفتارها و باورهای صحیح و ناصحیح یک جامعه است.

فرهنگ عمومي، قدرتمند و موثر

به گفته خبرآنلاين، فرهنگ عمومی، خود را نشان نمی دهد، ظهور ندارد اما حضور دارد، دیده نمی شود اما احساس می شود. حد و مرز، طول و عرض و مختصات ندارد اما لمس می شود،‌ درک می شود، نقل می شود، تعقل می شود، تحلیل می شود، اصلاح می شود، فاسد می شود، افساد می کند، اصلاح می کند، ضعیف يا قوی می شود، گاهي مشتبه می شود، تحریک می شود، تحریک می کند، حرکت می کند، حرکت می دهد، پر رنگ يا ‌کم رنگ می شود، پنهان و آشکار می شود.

کدام موجودي است که اين ویژگی ها را داشته باشد و قدرتمند نباشد؟!

بی شک فرهنگ عمومی چنان قدرتمند است که همه ابعاد وجود اجتماع و فرد را تحت تأثیر خود قرار می دهد و گستردگی آن چنان است که سطوح مختلف زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی را در بر مي گيرد. ما امروز در كمال ناباوري، اخبار و آمار تكان دهنده اي از فساد، طلاق، اعتياد و بزهكاري در جامعه مي شنويم كه نشان دهنده دور شدن از ارزش هاي ملي و مذهبي خودمان است. تا همين چند سال پيش، آمار مربوط به اين اتفاقات را در آمريكا و اروپا نقد مي كرديم و‌ آن را نشانه انحطاط اخلاقي كشورهاي غربي مي شمرديم. چه وقت و چقدر در خواب غفلت بوديم كه اكنون، خودمان هم وضعيتي نسبتا مشابه آنان داريم، بدون آن كه با توجه به ارزش هاي اخلاقي و فرهنگي مورد ادعايمان، توضيح قانع كننده اي برايش داشته باشيم؟

به راستي چگونه است كه ملتي با هزاران سال تاريخ تمدن، امروز بايد دغدغه از بين رفتن ميراث معنوي و فرهنگي اش را داشته باشد و نه تنها نتواند پيشينه ارزشمند تاريخ فرهنگي خود را با كشورهاي ديگر به اشتراك بگذارد، بلكه يكي از بزرگ ترين نگراني هايش، نفوذ و رسوخ فرهنگ هاي بيگانه به ارزش هاي آن باشد؟ ما تنها پس از آن كه هر سال در روز 25 بهمن (14 فوريه) مغازه ها را از قلب ها و شكلات هاي ولنتاين، قرمزپوش ديديم و در روز 11 دي (اول ژانويه) از بابانوئل و تزيينات كاج كريسمس، تازه يادمان افتاد كه برويم و تحقيق كنيم تا بدانيم خودمان در تقويم ايران باستان، روز 29 بهمن (سپندارمذگان) را داشته ايم كه روز عشق بود؛ و تازه عرق ملي مان به جوش آمد كه نوروز را به عنوان ميراثي جهاني در يونسكو به ثبت برسانيم.

پرورش تفكر انتقادي

دكتر حقيقي، استاد فلسفه دانشگاه و ساكن آمريكا، مي گويد: مشكل اينجاست كه در فرهنگ ما نگرش انتقادی غالب نیست. هدف آموزش و پرورش، صرفا تربیت متخصص است و پرورش تفکر انتقادی در آن جایی ندارد. در آمریکا و اروپا، دانشجویان کلاس های اندیشه انتقادی می گذرانند که البته آن هم کافی نیست، زيرا باید تفکر منطقی انتقادی را یاد گرفت. با اين حال من طي سفر اخيرم به ايران متوجه شدم در کشور ما حتی در مقایسه با همین سی سال پیش، جوانان و گرایشاتی وجود دارند که همه دلالت بر بهتر شدن اوضاع می کنند و مي توان به آينده اميدوار بود. روحیه کنجکاوی جوانان ما بیشتر از جوانان آمریکا است، زيرا علايق آمريكاييان در حوزه های خاصی متمركز شده و تمام توجهشان به جنبه هایی از زندگی شخصیشان است، به طوري كه گاه به نظر مي رسد علاقه چنداني به سرنوشت جمعیشان ندارند. نهایت علاقه جمعی شان این است که دغدغه يا مشكل فردی دارند که همگانی هم هست، مثل محیط زیست. آنها ارتباط مسائل شخصی و جمعی را اغلب نمی توانند درک کنند. اینجا برعکس است، تا حدي كه حتي گاهي همه چیز سیاست زده به نظر می رسد، به گونه اي كه مسايل شخصي هم تحت تاثير جنبه هاي اجتماعي قرار مي گيرد.

ايران، حوزه بكر و غني فرهنگ

محمود اماني- جامعه شناس و استاد دانشگاه، با اشاره به مناسبت 14 آبان ماه مي گويد: این که در ایران روزی به نام فرهنگ عمومی نامگذاری شده، حركت شايسته اي است. فرهنگ در ایران همچون سایر جوامع بشری متاثر از عوامل مختلفی بوده و همچنین بر روی ابعاد وسیعی از زندگی و تاریخ ایرانیان سایه گسترانیده که در سال های اخیر دستمایه پژوهش هاي زیادی در ایران و جهان بوده است.

ایران سرزمینی است به پهنای جهان! تاریخ و تمدن 10 هزار ساله ایران، گنجینه ای از فرهنگ را در این سرزمین پهناور جمع كرده است که هم اکنون به نظر می رسد با توجه به گسترش ارتباطات میان فرهنگی و تبادلات گسترده فرهنگی در جهان معاصر - و به باور برخی صاحبنظران، تهاجم فرهنگی- تالیف دایره المعارف فرهنگ عامه ایران و آرشیو سازی این فرهنگ غنی به صورت متن، عکس، فیلم و هر گونه سند تجسمی و عینی از مهمترین اقداماتی باشد که مراکز علمی و پژوهشی بايد برای آن همت کنند.

مردم شناسان و جامعه شناسان ایران، حوزه بکری از فرهنگ را در ایران در اختیار دارند که می طلبد بیشتر از گذشته بر روی مطالعه آن تمرکز کنند. هم اکنون در بخش های بزرگی از ایران، فرهنگ عامه به دلایل مختلف در معرض آسیب، فراموشی و تحول قرار دارد. باورها و پنداشت های ایرانیان در صد سال و به ويژه 50 سال اخیر دچار تغییرات زيادی شده است و شايد بخش بزرگي از ابعاد فرهنگ عامه آنان در کش و قوس این تحولات، بدون ثبت و ضبط از بین برود و نسل های آتی از آن بی بهره باشند و این یعنی فاجعه برای یکی از غنی ترین فرهنگ های جهان.

متاسفانه کمبود امکانات و بودجه جامعه شناسان، مردم شناسان و پژوهشگران حوزه فرهنگ در ایران سبب شده است تا از بسیاری عادت ها و باورهای قلمروي فرهنگی و سرزمینی ایران جز نامی مختصر به جا نماند. دانشجوی جامعه شناسی باید بداند كه هر يك از عناصر و متغیرهای فرهنگ عامه در ایران چه معنايي دارد و به عنوان مثال دلیل و ریشه تاریخی آب ريختن پشت سر مسافر چیست. ایران برای پژوهش های فرهنگی، سرزمیني بکر و غنی است و مردم شناسان و جامعه شناسان كشورمان نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهند.

ارائه تصوير زيبا و واقعي از فرهنگ ايران

محمود اماني، استاد جامعه شناسي، درباره راهكارهاي تعامل فرهنگي موثر و مفيد با جهان مي گويد: بخش بزرگی از دنیا هنوز از شناخت جاذبه های فرهنگ عمومی ایرانیان بی بهره اند. تصویری که مردم دنیا از مردم ایران و فرهنگ عامه ایرانیان دارند، در نتیجه سوء عملکرد خود ما و همچنین تبلیغات کاذب کشورهای متخاصم، با واقعیت قرین نیست. پر کردن این شکاف تصویری و همچنین ارایه تصویر زیبا و واقعی از فرهنگ ایران به جهان، راهکارهای زیادی دارد که از جمله آنها می توان به امکان برگزاری جشنواره فرهنگ و هنر ایران به صورت جهانی اشاره کرد.

متولیان فرهنگ این مرز و بوم برای  برجسته سازی نقش و اهمیت فرهنگ و تمدن ایران و البته فرهنگ عامه، با تکیه بر منابع عظیمی که در بین توده مردم وجود دارد، می توانند جشنواره های بزرگی را در ایران و سایر کشورهای مهم دنیا برگزار نمایند و از انتشار کتب تخصصی در زمینه فرهنگ عمومی و عامه ایران حمایت کنند تا از قبال این رویدادها و فعالیت ها، ایرانیان بتوانند خود را به جهان بهتر معرفی کنند و فرهنگ عامه ایرانیان در داخل و خارج فرصتی برای نمایش و عرض اندام داشته باشد. از دیگر سو باید زمینه را برای نمایش فرهنگ عامه سایر ملل در ایران و برای مردم کشورمان فراهم کنیم تا ایرانیان بدانند مردمان دیگر نقاط جهان  چگونه فکر می کنند، چگونه زندگی می کنند و چه باورها و اعتقاداتی دارند. این یعنی راهکاری برای غنی سازی فرهنگ ملی و عمومی و همچنین ایجاد پلی برای توسعه ارتباطات میان فرهنگی با سایر فرهنگ ها.

بخش بزرگی از ایرانیان در 300 سال اخیر در حالی که دنیا به شدت در حال تغییر بوده است، از آشنایی با فرهنگ های پیشرو در جهان و همچنین تحولات جهانی بی بهره بودند، زيرا ارتباط با کشورهای جهان تا دهه های اخیر برای ایرانیان یک نیاز نبود. اما همه چیز به سرعت تغییر کرده و ما برای بقای فرهنگی نیاز به توسعه ارتباط با بقیه فرهنگ ها داریم تا متناسب با تغییرات دنیای پیرامون، شاهد نوسازی و بازسازی فرهنگ عمومی در ایران در حد مطلوب باشیم.

فرهنگ عمومي، زيرساخت توسعه

به گفته محمود اماني، فرهنگ عمومی (عامه) زیرساخت و اساس توسعه یک کشور را تشکیل می دهد. توسعه، قائم بر نخبگان نیست بلکه همه آحاد جامعه باید آمادگی و توانایی گذر به مرحله توسعه یافتگی را در خود رشد دهند و تقویت نمایند. وي مي افزايد: در طول تاریخ ایران، گاهي در نتیجه تقویت و غنای فرهنگ عمومی، موفق به اعتلای تمدن و در مواردی به علت ابتلا به فقر فرهنگی، دچار رکود تمدن شدیم. ایرانیان برای گام نهادن مجدد در جاده ارتقاي فرهنگي و احیای تمدن گذشته، لازم است در برخی از عناصر فرهنگ عمومی خود بازنگری اساسی داشته باشند. آنچه که من به عنوان یک شهروند در ایران امروز می بینم برخی روحیات و خلقیات است که به موانع توسعه تبدیل شده اند. برخی از این عناصر فرهنگی بازدارنده توسعه در ایران عبارتند از دروغگويی، قانون گریزی، پارتی بازی، ضعف برنامه ریزی در زندگی، انزواگرایی، فردگرایی، عقلانیت کاذب، ریاکاری، مصرف گرایی مفرط، تجمل گرایی، حال نگری و تقدیرگرایی. پاره ای از این اجزای سازنده کلیتی به نام فرهنگ عامه، آسیب های جدی به ایران وارد كرده است که در برخي موارد جبران آن بسیار دشوار اما ممکن به نظر می رسد. 

بازسازی فرهنگ عامه (فرهنگ عمومی)

محمود اماني، جامعه شناس، در بيان راهكارهايي براي برون رفت از ركود و عقبگرد فرهنگي، هشدار مي دهد: ما با تکیه بر روحیات و اخلاقیات نادرست، توان بازسازی فرهنگ عمومی و تقویت هویت ملی در بین مردم و مهمتر از همه حرکت کردن در مسیر توسعه را از خودمان سلب خواهیم کرد. باید يك بار براي هميشه به خودمان بياييم و برخی از اجزا و عناصر نامطلوب فرهنگ عمومی مان را کنار بگذاریم. بخش بزرگی از مسایل اجتماعی از جمله فساد اداری، ریشه در فقر فرهنگی دارد. فساد و دروغگویی، مسايلي تاریخی با قدمت حداقل 2500 سال هستند. زرتشت در گاتها از اهورا مزدا طلب می کند که دروغگویان به مجازات برسند و یا با تکیه بر خرد از راه راست و نیکو پیروی کنند. داریوش کبیر هخامنشی در دعای معروفش از اهورا مزدا می خواهد دروغ، دشمن و خشکسالی را از ایران دور كند. مردم بايد با خود رو راست باشند و تصمیم بگیرند كه دیگر از درون خانواده ها دروغ، فردگرایی و ریا را از نسلی به نسل دیگر اشاعه ندهند. اینها واقعیت های فرهنگ عمومی ما است که قابل کتمان نیست.

اگر مردم ما به این نتیجه نرسند که فرهنگ عمومی حاکم بر رفتارشان نیاز به بازنگری اساسی در برخی حوزه ها دارد، امیدی به حل بسیاری از آسیب ها و مسایل اجتماعی نخواهد بود. با بازنگری در فرهنگ عامه با توسل به ابزارهای مختلف غیر رسمی می توانیم از آسیب های جدی در حوزه های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و دینی جلوگیری نموده و البته پیش نیازهای فرهنگی توسعه را در مردم و فرهنگ عامه تقویت كنيم.