- رفتارشناسی مردم ایران در مواجهه با مشکلات اقتصادی


یک زمانی این جور ترفندها برایش جذابیت داشت. هنوز یادش نرفته بود که با نامزدش به پاساژی در تجریش رفتند و یک سرویس جواهر از بین بدلیجات انتخاب کردند که با اصلش مو نمی زد. بعد هم چند میلیون تومان پولی را که همه فامیل و میهمانان عروسی خیال کرده بودند صرف خرید سرویس شده است، دادند برای پذیرایی و فیلمبردار و ماشین و لباس عروس. یکی دیگر از ترفندهایشان این بود که روز نامزدی، به آرایشگر گفته بودند می خواهند به یک جشن تولد بروند. این طوری مبلغ گزافی که آرایشگاه ها فقط با اضافه شدن لقب «عروس» به یک خانم جوان از او طلب می کنند هم مانده بود توی جیبشان. با آن پول، دوتایی تا اصفهان رفته بودند و برگشته بودند، اولین سفر مشترک.

اما دیگر این بازی ها را دوست نداشت، چون حالا اسمش، سرخ کردن صورت با سیلی بود، نه شیطنت های دوران نامزدی. مگر تا چند وقت می توانست به جای تمام مواد پروتئینی، گردن مرغ بخرد و به جای تمام قاقا لی لی های بچه، تخمه کدو؟ مرز صرفه جویی های دلچسبی که به پس انداز بیشتر و خرج کردن پول در راه های بهتر می انجامید، مدت ها پیش با نداری و تنگدستی اش در هم آمیخته شده بود و دیگر نمی شد تشخیص شان داد. هر روز با قبض های پرداخت نشده، قسط های عقب افتاده، قیافه اخموی صاحبخانه و چهره رنگ پریده همسرش مواجه بود. بی پولی، طاقتش را طاق کرده بود.

پول پرخاصیت!

بی پولی دیگر تنها مترادف با ضعف ریالی و جیب خالی و مشکلات اقتصادی نیست، بلکه می  تواند به راحتی در میان ابعاد مختلف زندگی آدم ها نفود کند و آنها را نیز در هم بشکند. «آلفونس آله» زمانی گفته بود: خاصیت پول این است که به آدم کمک می کند تا فقر خود را تحمل نماید! اما این روزها پول، درهای دیگری را هم به روی آدم ها می گشاید، آن قدر که ثابت کند خاصیتش خیلی بیشتر از قابل تحمل کردن فقر است. پول، برای آدم ها اعتبار می آورد، سلامتی، کامیابی و حتی آبرو می خرد، سرنوشت ها را عوض می کند و خلاصه خیلی کارها از دستش ساخته است. «سامرست موام»، پول را حس ششمی می داند  که تمامی حواس پنجگانه را تحت تاثیر قرار می دهد و «ناپلئون بناپارت»، شرط اصلی موفقیت در تمامی مراحل زندگی را سه چیز می داند: پول، پول و پول!

از آنجا که نقش پول در تامین خوشبختی و رفاه انسان ها پررنگ شده است، بی پولی می تواند دردسرساز باشد. این روزها، خیلی از ما از اوضاع جیبمان رضایت نداریم و هشتمان گروی نهمان است. فرآورده های غذایی مختلف، یکی یکی و بر اساس اولویت بندی ارزش غذایی شان، از سبد خرید خانواده ها حذف می شوند.کارمندها مدام چشم به راه سر برج دارند و کارگرها به سه شیفت کار کردن روی آورده اند. چنین جامعه ای می تواند مستعد رشد بزهکاری و آسیب های اجتماعی دیگر باشد. درست است که دولت با برنامه ریزی درست اقتصادی می تواند حلال بسیاری از این مشکلات باشد، اما هرکدام از ما نیز به عنوان فردی از افراد جامعه می توانیم تاثیری هرچند اندک بر این وضعیت داشته باشیم.

رفتارشناسی مردم ایران و ژاپن در مواجهه با مشکلات اقتصادی

وقتی بحران اقتصادی گریبان جامعه ای را می گیرد، رفتارشناسی مردم آن جامعه نیز می تواند راهکارهایی برای مقابله با بحران، پیش پای مسئولان و کارشناسان قرار بدهد. برای مثال، چگونه است که در ژاپن، وقتی کالایی کمیاب می شود، مردم از خریدن اش خودداری می کنند تا کسانی که به آن نیاز بیشتری دارند، دچار بحران نشوند، اما در ایران، ماجرا کاملا برعکس است و به محض آن که شایعه کمبود یک کالای اساسی در روزهای آینده منتشر شود، مردم سراسیمه برای خریدن اش به فروشگاه ها هجوم می آورند، به طوری که آن کالا واقعا کمیاب و حتی نایاب می شود! به راستی چرا؟

مرغ همسایه غاز است!

محمود امانی، استاد جامعه شناسی دانشگاه، می گوید: این پرسش، این روزها به پرسشی محوری در ایران تبدیل شده است که چرا مردم ایران در چنین مواقعی بر خلاف مصالح جمعی، به تقاضاهای خود برای خریدکالا به منظور احتکار و ذخیره سازی می افزایند. مثال شما کاملاً صحیح است اما من معتقدم این مثال مصداق بارزی است برای ضرب المثل معروف «مرغ همسایه غاز است» که من به دلایلی این مقایسه را در مورد رفتار ایرانیان صحیح نمی دانم. مردم ژاپن در جنگ جهانی دوم دست به فجایع عمیقی زده اند که اینجا جای بحث ندارد، اما ما را به این نتیجه می رساند که نباید ژاپن را آرمانشهر رفتاری محسوب کنیم. مردم ما نیز در برخی از اعصار مهم تاریخی ازخودگذشتگی های فراوانی از خود نشان دادند همچون زمان حمله مغول ها به ایران و یا در دوران معاصر طی هشت سال دفاع مقدس که ما شاهد اوج  ایثار از سوی مردم بودیم، با وجود این که فشار اقتصادی آن دوره بسیار شدیدتر از وضعیت کنونی بود. مردم از نان شب خود می زدند تا جوانان و هموطنانشان در جبهه ها و مناطق جنگی محروم نمانند. این که چه شده است طی این بیست سال پس از جنگ، شکاف های رفتاری عمیق در جامعه ما ایجاد شده است، مساله ای است حاد و قابل تامل.

این که مردم ایران بر خلاف مردم ژاپن، در مواقع بحران به فروشگاه ها هجوم می آورند، ریشه در فقر فرهنگی ما دارد. بدون شک رفتار مردم ژاپن در حوادث اخیر که به الگویی برای مردم جهان - و نه فقط ایران- تبدیل شده است، نتیجه آموزش و فرهنگ سازی طی مدت زمانی طولانی است که با پشتوانه دولتی و با برنامه ریزی و اجرای مناسب صورت گرفته و در رفتار عامه مردم ژاپن نهادینه شده است. یکی از مهمترین دلایل هجوم ایرانیان برای خرید کالاها و انبار سازی مواد و ملزومات مورد نیاز از جمله مواد غذایی، ارز، طلا، مصالح ساختمانی و... که فشار اقتصادی مضاعفی را بر آحاد جامعه تحمیل می کند، فقر فرهنگی حاکم بر ایران است که ریشه تاریخی داشته و هنوز هم ادامه دارد. این کاستی های فرهنگی در مواقع بحرانی یک کشور بیشتر نمود پیدا می کند. ما در مدارس، دانشگاه ها و خانواده ها چقدر بر روی روحیه ایثار و گذشت و اهمیت منافع ملی و تقویت روحیه میهن پرستی نوجوانان و جوانان کشورمان تمرکز و هزینه کردیم؟ اصولاً ما برای منافع ملی جایگاه تعریف شده ای در فرهنگ سازی از سوی افراد و سازمان های مرتبط نداریم و این مساله در اولویت قرار ندارد.

نقش رسانه ها در جلب مشارکت مردمی

در سال های اخیر، در زمینه رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی در ایران، فرهنگ سازی می شود که نتیجه خوشایند آن، کاهش روزافزون تلفات ناشی از تصادفات مرگبار در جاده ها است. محمود امانی معتقد است اگر به همان میزان برای آموزش مردم در زمینه تقویت روحیه ایثار، جمع گرایی، از خودگذشتگی، میهن پرستی و درک منافع ملی هزینه شود، بی نتیجه نخواهد بود.

او ادامه می دهد: رسانه ملی در زمینه فرهنگ سازی در حوزه موضوع مورد بحث ما بسیار بد عمل کرده است، به طوری که نتوانسته پیام های مناسب فرهنگی و اهمیت موضوع را به مردم کشورمان منتقل کند. مثلا با توجه به عملکرد رسانه ملی، شاید مردم فکر کنند بحران اقتصادی یونان خیلی جدی تر از وضع کشور خودشان است اما شاید این گونه نباشد. رسانه ملی ما در بسیاری از مواقع بحران اقتصادی کشورمان را تکذیب می کند و با تهیه برنامه ها و گزارش های مختلف، سعی دارد اوضاع را آرام جلوه دهد. نداشتن شفافیت در انعکاس درست اخبار داخلی، علاوه برآن که بر تشویش بازار می افزاید، نمی تواند مشارکت مردمی را برای حل یک مساله اجتماعی به خود جلب کند.

فردگرایی تاریخی

یکی دیگر از مهمترین شاخص های فقر فرهنگی در ایران فردگرایی است. این مساله ریشه در فقدان امنیت دارد که در طول تاریخ ایران همواره یک مساله اجتماعی بوده است. داریوش هخامنشی در دعای معروف خود از اهورا مزدا می خواهد که « دروغ، دشمن و خشکسالی» را از ایران دور نگه دارد. این دعا بیانگر عمق مساله ای اجتماعی به نام امنیت در ایران است. از مردم کشوری که در طول تاریخ با هجمه های فراوانی روبه رو شده اند، نمی توان انتظار داشت که با بروز بحران اقتصادی و ایجاد ناامنی اقتصادی به فکر منافع فردی نباشند! بحران اقتصادی که هم اکنون مردم ایران احساس می کنند، امنیت اقتصادی شان را در معرض خطر قرار داده است و آنها می بینند که برای جلوگیری از آسیب دیدن و تامین آرامش و امنیت اقتصادی و روانی خود و خانواده های شان باید از راه های مختلف به فکر چاره باشند، چاره اندیشی هایی که می تواند منافع جمعی را در معرض خطر قرار دهد.

سفارش به فردگرایی در عین تظاهر به جمع گرا بودن، حتی در ادبیات و فرهنگ عامه ما نیز نمودهای زیادی دارد:« خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو»،«چراغی که به منزل رواست، به مسجد روا نیست»، «گلیم خودمان را از آب بیرون بکشیم»،« مهم خود تویی، به دیگران کاری نداشته باش»،« به من چه ربطی دارد؟!»، « سرت توی لاک خودت باشد»،« تو چه کار به بقیه داری؟»و... نمونه هایی نامطلوب از فرهنگ عامیانه و باورهای ملتی متمدن است که نیاز به بازنگری دارند.

از دیگر سو فشار اقتصادی ماه های اخیر که به واسطه تحریم های بین المللی، محسوس تر به نظر می آید، باعث گسترش منفعت طلبی و کژرفتاری برخی از ما ایرانیان شده است. هنگامی که در یک کشور بحرانی رخ می دهد، بروز برخی از کنش های غیر منطقی و نامناسب  قابل تصور خواهد بود. آنومی (نابسامانی) حاکم بر اقتصاد ایران در بروز فردگرایی و تشدید بحران اقتصادی ماه های اخیر بسیار موثر بوده است. تا زمانی که این نابسامانی برطرف نشود و مهمتر از همه برنامه مدون و قابل اعتمادی از سوی دولت و اقتصاددانان برای بهبود وضعیت اقتصادی وجود نداشته باشد، بدون شک در ایران مشاهده رفتارهای غیر منطقی جمعی، پایانی نخواهد داشت.

گلابی های خوشحال!

« برای خرید طلا رفته بودم. گرمی 150 هزار تومان بود. تا بخواهم انتخاب کنم، شده بود گرمی 180 هزار تومان!»
« گلابی را می دادندکیلویی 12 هزار تومان. بعد از این اگر کسی به شما گفت گلابی، باید خوشحال هم بشوید!»

قیمت ها هر لحظه بالاتر می روند و خیال پایین آمدن ندارند. مردم درباره این اوضاع طنز می سازند و پیامک رد و بدل می کنند اما واقعیت زندگی، همچنان همان خالی ماندن سبدهای خرید و جیب هاست.

عضو انجمن جامعه شناسي آمريکا(2011-2008)، به راهکارهایی برای برون رفت از این وضعیت اشاره می کند: اساس توسعه در کشورها مبتنی بر جلب مشارکت مردمی است که در معرض برنامه های توسعه قرار دارند و این مشارکت مردمی تحقق نمی یابد مگر با به دست آوردن اعتماد مردم. این فرآیند هم اکنون در ایران خدشه دار شده است، به طوری که شاید مشارکت مردمی در برنامه های توسعه در حداقل وضعیت خود قرار داشته باشد. بخشی از آن به عملکرد دولت بر می گردد که به نظر می رسد در مهار بحران اقتصادی در ایران ناموفق بوده است و بخشی به کنش تاریخی ایرانیان مربوط می شود که به واسطه رویدادهای تاریخی مختلف، چندان به دولت ها اعتماد ندارند و بین منافع خود و دولت، مرزبندی احساس می کنند.

کاهش شدید همبستگی اجتماعی و نابسامانی اقتصادی - اجتماعی و از بین رفتن اعتماد مردم به دولت می توانند یکی از مهمترین دلایل بروز رفتارهای نامطلوب فرهنگی و اقتصادی ما ایرانیان باشد. تقویت همبستگی اجتماعی و گره زدن سرنوشت افراد جامعه به یکدیگر از طرق مختلف می تواند از مهمترین راهکارهایی باشد که در حوزه فرهنگ سازی می توانیم برای آن برنامه ریزی کنیم.

چه می توان کرد؟

محمود امانی، کارشناس ارشد جامعه شناسی، می گوید: متاسفانه هم اکنون به واسطه عوامل مختلف، خردجمعی در ایران به این نتیجه رسیده است که در بحران اقتصادی اخیر، افراد باید برای تامین منافع فردی خود حداکثر تلاش را به خرج دهند. فردگرایی و ارجحیت منافع فردی سبب می شود در بازار عده ای بدون ترحم به ملت، مشتریان و منافع ملی، قیمت ها را تا مواردی به چند برابر افزایش دهند، احتکار کنند و حتی از فروش اجناس شان خودداری نمایند و آنچه که امروز شاهدش هستیم، کم شدن اعتبار اجتماعی برخی از بازاریان به واسطه افزایش غیر منطقی قیمت ها، احتکار و سایر رفتارهای نامناسب جمعی مبتنی بر منفعت طلبی آنهاست. بازاریان باید به این نکته توجه بیشتری داشته باشند و به بهانه تحریم، خود به وسیله ای برای فشار بر مردم و دولت تبدیل نشوند و منافع کوتاه مدت خود را بر منافع ملی مقدم ندانند.

راهکارهای عملی برای کاهش رفتارهای نامطلوب اقتصادی و در نتیجه کاسته شدن از فشارهای مردمی تشدید کننده بحران اقتصادی در ایران، می توانند شامل گسترش آموزش های ویژه و هدفمند و الگوسازی رفتارهای اجتماعی( باز اجتماعی کردن) مطلوب دردانشگاه ها، مدارس، پادگان ها و فضاهای عمومی همانند پارک ها باشند که از طریق تریبون های تخصصی و عمومی، رادیو و تلوزیون ( به عنوان رسانه های بسیار موثر)، اینترنت و سایت های معتبر فارسی زبان، روزنامه ها و مجله ها و در کل رسانه های گروهی، قابل انتقال هستند. از سوی دیگر با درونی  کردن جمع گرایی، جلب اعتماد و مشارکت مردم، تقویت  همبستگی اجتماعی در مردم به وسیله فرهنگ سازی، تقویت روحیه میهن پرستی و ایثار در آحاد جامعه و پیوند فردگرایی با منافع ملی و جمعی و ارایه راهکارهای مناسب اقتصادی از سوی دولت، ما هم می توانیم در آینده نزدیک شاهد باشیم که مردم برای خرید بی دلیل ارز و طلا و انبار سازی ملزومات مهم و غیر مهم خود به فروشگاه ها هجوم نیاورند و به بحران های اجتماعی دامن نزنند.