قسمت اول 


شاید اولین چیزی که همه ما ایرانی ها با شنیدن واژه«مناظره» به یادش می افتیم، مناظرات کاندیداهای ریاست جمهوری سال 1388 باشد؛ تجربه ای که چندان خوشایند نبود و ما را در برابر این پرسش قرار داد که آداب اولیه یک گفتگوی سالم و دوطرفه چیست و چگونه می توان از فرصت مناظره برای طرح و بررسی مسائل بهره برد، بی آن که اخلاق اجتماعی خدشه دار شود.

خیلی وقت ها بی توجهی ما به چگونگی تعامل اجتماعی با دیگران، مکالماتمان را به مشاجره تبدیل می کند و مناظراتمان را به منازعه. این موضوع را به راحتی می توان نتیجه گرفت، وقتی وسط چهارراه یا در یک خیابان خلوت، تصادفی اتفاق می افتد و راننده ها از خودروهایشان پیاده می شوند. این جور وقت ها اولین صحنه ای که همه ما منتظرش هستیم، دست به یقه شدن آنهاست. کمتر توقع داریم که به هم لبخند بزنند و فارغ از آن که مقصر کیست، شرایط طرف مقابل و مردمی را که به خاطر تصادف آنها معطل شده اند، درک کنند و بدون داد و فریاد به فکر جبران خسارت ها و رفع مزاحمت برای دیگران باشند. مردم هم متقابلا این دو راننده را درک نمی کنند و فقط به فکر باز شدن راه خودشان هستند و چه بسا آنها نیز وارد درگیری شوند.

زنگ های هشدار به صدا در آمده است. آیا تمامی این تندخویی ها فقط به دلیل مشکلات معیشتی و اعصاب نداشتن مردم است یا فارغ از این قضایا، هنوز می شود به دیدن رفتارهایی منطقی تر در برخورد با دیگران امیدوار بود؟ چگونه می توان روش درست گفتگو را به مردم آموزش داد؟

مسابقات دانشجویی مناظره

سازمان جهاد دانشگاهی، برای ایجاد فضایی مناسب به منظور آموزش و نشر فرهنگ گفتمان سالم، دو سال است که حرکت جالبی انجام می دهد و آن، برپایی مسابقات مناظره دانشجویی است که دومین دوره آن، در اسفند ماه سال 1391 در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد.

دکتر محمد حسین یادگاری، رییس سازمان جهاد دانشگاهی، در توضیح چرایی این حرکت به خبرگزاری ها گفت: سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی با برگزاری مسابقات مناظره، به دنبال آن است که دانشجویان ادبیات مناظره‌ای را فرا بگیرند و مناظرات با پشتوانه علمی برگزار شود.

او با اشاره به فرمایشات مقام معظم رهبری درباره«کرسی‌های آزاداندیشی و مناظره‌های دانشجویی»، اظهار امیدواری کرد که این مسابقات نتایج خوبی داشته باشد و بتوان اثرات آن را گسترش داد.

مخالف در برابر موافق

در یکی از روزهای انجام مسابقات مناظره، به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می روم تا از نزدیک شاهد این رقابت های پرشور باشم. حضور در یک محیط دانشجویی، جان تازه ای به آدم می دهد. دیدن شوق و هیجانی که بر یک محیط جوان و علمی حکمفرماست، هرکسی را سر ذوق می آورد. مناظره ها به طور همزمان در دو سالن شریعتی و مطهری دانشکده در جریان است. من مناظره ای را انتخاب می کنم که موضوع آن این است: فیلتر کردن شبکه های اجتماعی مجازی، باعث افزایش امنیت ملی می شود.

دو گروه 4 نفره ای که باید در این مناظره شرکت کنند، ابتدا باید موضع خود را نسبت به فرضیه فوق مشخص کنند. اگر یکی از آنها موافق و دیگری مخالف باشد، هریک در دفاع از عقیده خود وارد مسابقه می شود. اما اگر هردو گروه یک موضع- موافق یا مخالف- نسبت به سوژه مناظره داشته باشند، باید برای مشخص کردن گروه موافق و مخالف، بین آنها قرعه کشی شود.

اتفاقا در مورد مناظره انتخابی من، موضع هر دو گروه، موضع مخالف بود، یعنی هر دو گروه عقیده داشتند فیلترینگ، سبب افزایش امنیت ملی نمی شود، اما از آنجا که مناظره در باب یک موضوع، بدون داشتن طرف موافق و مخالف، بی معناست، قرعه کشی انجام شد و گروه صدرا که اعضای آن از دانشگاه های تربیت مدرس و تهران آمده بودند، به ناچار موضع موافق را در پیش گرفتند. گروه مخالف هم گروه دادبان از دانشگاه شهید بهشتی بود که در دوره اول مسابقات، رتبه دوم را به دست آورده است.

مناظره کننده برتر

اکنون دو گروه باید وارد مناظره می شدند و می کوشیدند تا با دلیل و منطق از نظرات خود در مقابل یکدیگر دفاع کنند. گروه سه نفره ای از داوران نیز کار آنها را قضاوت می کند.

دکتر لیلا فلاحتی- جامعه شناس، که یکی از داوران این مسابقه است، درباره پارامترهای موثر در اعلام گروه برنده می گوید: مناظره نباید مجادله کلامی باشد، بلکه باید مبنای علمی، تئوریکی، پژوهشی و تجربی داشته باشد، باید مشخص شود مباحث مطرح شده توسط کدام نظریه پرداز گفته شده و یا در کجاها تجربه شده است. مناظره کننده باید قدرت استدلال داشته باشد، بزرگنمایی نکند، روی یک گزاره، تاکید و  اصرار بیش از اندازه نداشته باشد و ادب و احترام به گروه مقابل را رعایت کند. کار تیمی هم مهم است و هر 4 نفر باید همکاری خوبی با یکدیگر داشته باشند.

دکتر فلاحتی درباره چگونگی همکاری اعضای گروه و روند مناظره می گوید: از هر گروه، دو نفر پشت تریبون روی سن قرار می گیرند و به شکل مستقیم وارد مناظره با گروه مقابل می شوند. دو نفر دیگر به عنوان محقق، در ردیف اول سالن می نشینند که می توانند در طول مناظره، سه بار استدلال های کمکی خود را روی برگه یادداشت بنویسند و به اعضای اصلی روی سن برسانند. طبق آیین نامه، ارسال بیش از سه برگه، تخلف به حساب می آید و 15 امتیاز از آن گروه کم می کند. تخلفات ساختاری مانند جایگزین کردن کسی با یکی از مناظره کنندگان اصلی، یا دانشجو نبودن اعضا 60 امتیاز منفی دارد.

زمان بندی مسابقه هم به این شکل است که ابتدا هر گروه طی یک فرصت 6 دقیقه ای به بیان موضوع با دیدگاه موافق یا مخالف خود می پردازد. سپس گروه ها در دو فرصت 3 دقیقه ای  به باز کردن مساله و بررسی دیدگاه طرف مقابل می پردازند. در نهایت، هر گروه یک زمان 4 دقیقه ای برای جمع بندی نظرات خود دارد. در هر یک از این مراحل، رییس جلسه با به صدا در آوردن زنگ، اتمام وقت را به گروه ها اطلاع می دهد و اگر صحبت هریک از اعضا بیش از زمان بندی تعیین شده به طول بینجامد، نمره منفی خواهد داشت.

شبکه های اجتماعی و امنیت ملی

با اعلام اسامی اعضای گروه ها توسط رییس جلسه، جلسه حالت رسمی به خود می گیرد و مناظره با موضوع «ارتباط شبکه های اجتماعی با امنیت ملی» آغاز می شود.

ابتدا یک نفر از اعضای گروه صدرا برای بیان دیدگاه خود پشت تریبون قرار می گیرد و می گوید: درباره موضوع مطرح شده با سه مساله مواجهیم: فیلتر کردن، شبکه های اجتماعی و امنیت ملی. می دانیم که شبکه های اجتماعی اینترنتی، مانند دفتر خاطرات روزانه اند که شما در آن ویژگی ها، علایق و دیدگاه خودتان را نسبت به سرزمین، فرهنگ، جامعه و جهان نشان می دهید. مطالب مطرح شده در این شبکه ها قابلیت زنجیره وار شدن  و نشر سریع در یک حوزه خاص را دارند و این امر، سرعت خبررسانی و شایعه پراکنی را بالا می برد. از طرفی این شبکه ها نیازهای آنی افراد در دنیای واقعی را می یابند و در یک لحظه به آنها پاسخ می دهند. به وسیله این شبکه ها، کار سازمان های غیرقانونی، سرویس های مافیایی و باندهای خلافکار آسان تر می شود. این شبکه ها مخل امنیت ملی اند و شاید به همین دلیل، در صد درصد کشورهای جهان، مراکز دانشگاهی نظامی و پایگاه های امنیتی، اجازه استفاده از این شبکه ها را به کارکنان خود نمی دهند.

در اینجا فرصت اولیه گروه موافق به پایان می رسد و مناظره کننده جای خود را به نفر اول گروه مخالف می دهد که سخنانش را با کنایه ای آغاز می کند: من به جای تعریف مفهوم بدیهی شبکه های اجتماعی و کاربردآنها، به سراغ اصل مطلب می روم! تعریف اولیه امنیت ملی، توانایی یک کشور در دفع تهدیدات خارجی علیه حیات سیاسی خود می باشد، به گونه ای که از ارزش هایش بدون جنگ دفاع کند یا اگر جنگید، پیروز شود. حالا باید دید آیا شبکه های اجتماعی تهدید به حساب می آیند یا خیر؟ پاسخ قطعا منفی است، چون یک شبکه اجتماعی، یک ابزار و رسانه است که هم می تواند موجب تضعیف امنیت ملی بشود و هم می تواند موجب تقویت آن گردد. دولتی که سرمایه اجتماعی خود را از دست بدهد، قدرت مقاومت در برابر تهدید خارجی را نخواهد داشت، مثل حکومت پهلوی که جایگاه مردمی خود را از دست داد. شبکه های اجتماعی قادرند سرمایه اجتماعی را بالا ببرند، زیرا افراد توسط آنها می توانند تا حدودی نیازهای خود را به تفریح، گذران اوقات فراغت، ایده پردازی و همدلی برطرف کنند. دولتی که برخاسته از مردم باشد، این سرمایه اجتماعی را برای خود جذب می کند، مثل خیلی از کشورها که در آنها هرگز شبکه های اجتماعی تهدیدی برای امنیت ملی به حساب نیامده اند.

اما حتی اگر شبکه های اجتماعی، تهدیدی برای امنیت ملی باشند، باید دید آیا فیلترینگ، پاسخ مساله است؟ خیر، زیرا فیلتر کردن رسانه ها هم باعث توهین به شعور ملت می شود و هم سبب می شود مردم حس کنند دولت، قیم آنهاست و آنان از شهروند، به رعیت تبدیل شده اند. ضمن آن که فیلترینگ و سانسور، هرگز باعث عدم دسترسی مردم به منابع اطلاعاتی نمی شود و ایجاد اخلال در شبکه، منجر به از بین رفتن تمامی مراودات اینترنتی خارج از شبکه های اجتماعی نیز خواهد شد. بنابراین بهتر است به جای این کار، به مردم آموزش بدهیم که چطور از سوء استفاده از اطلاعات شخصی شان، جلوگیری کنند.

داغ شدن بازار گفتگو

نفر دوم از اعضای اصلی گروه موافق، پشت تریبون قرار می گیرد و می گوید: گروه مخالف به ما انتقاد می کنند که مفاهیم بدیهی را تعریف می کنیم. خیلی از تعاریف دیگر هم بدیهی هستند اما موضع ایشان مشخص نیست!

پاسخ نفر دوم گروه مخالف این است: یک شبکه اجتماعی نیز مثل فضای واقعی می تواند تهدید یا فرصت باشد. ما نمی توانیم مردم را از هم جدا کنیم، به این دلیل که شاید امنیت را به خطر بیندازند. فیلترینگ یعنی دیوار کشیدن بین مردم که راه معقول و مناسبی به شمار نمی آید.

گروه موافق این طور پاسخ می دهد: فیلترینگ یعنی جدا کردن سره از ناسره، نه دیوار کشیدن. دولت باید در برخی حقوق اجتماعی، قیم مردم باشد. آیا همه مردم دید کارشناسانه دارند تا بتوانند در مورد مسایل، درست تصمیم بگیرند؟ فیلترینگ، قابلیت فرونشاندن هیجانات آنی، آرام سازی، جلوگیری از گسترش شایعات و ناکام گذاری طرح های ضد امنیتی را دارد که مصادیق تاریخی آن هم موجود است.

دانشجوی مخالف، که در مقطع دکترای رشته حقوق درس می خواند، یک بار دیگر پشت تریبون می رود تا پاسخ گروه صدرا را بدهد: سرعت اطلاع رسانی، ضد ارزش نیست، کما این که پس از زلزله آذربایجان، شبکه های اجتماعی خیلی بیشتر از تلویزیون، خبر را بازتاب دادند و باعث تسریع کمک رسانی به منطقه شدند. فلسفه وجود پلیس سایبری باید پیگیری جرایم در فضای مجازی باشد، نه فیلترینگ.

در نهایت هر یک از گروه ها ظرف 4 دقیقه باید پایان بندی و نتیجه گیری خود را اعلام کنند.  گروه موافق، این فرصت را صرف بررسی مصادیق تاریخی فیلترینگ در کشورهایی مانند لیبی و تونس می کند، اما گروه مخالف عقیده دارد مسائلی که در لیبی پیش آمد، به خاطر اعمال نفوذ قدرت های خارجی بود و به شبکه های اجتماعی ربطی نداشت، درنهایت فیلترینگ فقط با معلول برخورد می کند، نه علت.

گپی با اعضای دو گروه

پس از مناظره، نوبت به داوری می رسد و بنا به درخواست رییس جلسه، حضار سالن را ترک می کنند تا اساتیدی که به عنوان  داور انتخاب شده اند، درباره امتیازات هر گروه تصمیم بگیرند. در این فرصت، به سراغ اعضای گروه دادبان می روم تا با آنان گپی بزنم.

عصمت گلشنی، یکی از اعضای گروه دادبان، دکترای حقوق دارد و با همسرش و دو نفر دیگر، گروه دادبان را تشکیل داده اند تا در مسابقات شرکت کنند. خانم گلشنی می گوید: موضوعات از قبل به ما داده می شوند و از آنجا که احتمال می دهیم به مراحل بعدی برویم، برای مناظره درباره تمامی آنها آمادگی داریم. گروه مقابل ما بدشانسی آورد. چون خودشان هم با گزینه مناظره مخالف بودند، اما مجبور شدند در دفاع از آن وارد بحث بشوند. در ضمن همیشه کار آن گروهی که مخالف موضوع مطرح شده باشد، آسان تر است، زیرا اول گروه موافق باید صحبت کند و گروه مخالف می تواند با دانستن راهی که گروه مقابل از آن وارد می شوند، از موضع خود دفاع کند.

سیدعلی خراسانی، عضو دیگر این گروه می گوید: ما هم یک بار با سوژه «آیا قدرت با اخلاق قابل جمع هست؟» مواجه شدیم که هر دو گروه با آن موافق بودیم. بنابراین قرعه کشی انجام شد و گروه مخالف، به ما افتاد.

از سید مهدی حسینی مدرس می پرسم آیا فکر می کرد که گروه آنها برنده شود؟ می گوید: اگر فکر می کردیم نمی بریم که نمی آمدیم! ما قوی تر بودیم.

مردها در مناظره قوی ترند!

خانم گلشنی در پاسخ به پرسش من درباره مقایسه قدرت آقایان و خانم ها در مناظره می گوید: بعضی از خانم ها از حضور در جمع می ترسند. آنها آرامتر و صلح جوتر هستند و اصراری بر به کرسی نشاندن حرف خودشان ندارند. برعکس، آقایان قدرت را علاوه بر مناظره، در رفتار و لحنشان هم نشان می دهند.

از او می پرسم شرکت دراین مسابقات، علاوه بر احتمال برنده شدن و کسب نشان خواجه نصیرالدین طوسی، چه مزایای دیگری دارد؟ پاسخ می دهد: برای رزومه مان خوب است. بچه ها در جریان نیستند وگرنه بیشتر استقبال می کنند.

اعضای گروه صدرا روی نیمکت روبه رو نشسته اند. به طرفشان که می روم، یکیشان به بقیه می گوید: دارد می آید! حس می کنم از این که برای مصاحبه، به سراغ تیم حریفشان رفته ام ناراحت اند و لابد برایشان سوال شده است که چرا با آنها گفتگو نمی کنم. اما از آنها هم پرسش ویژه ای دارم؛ این که چرا اعضای گروهشان از دانشجویان دو دانشگاه مختلف تشکیل شده است و آیا این، مخالف آیین نامه مسابقات نیست؟ می گویند: نه، تیم ها رفاقتی بسته می شوند و لزومی ندارد همه دانشجوی یک دانشگاه باشند. اسامیشان را هم می گویند: فرزاد فتاحی، محمد بقایی، یعقوب پناهی، سعید ابراهیمی و سعید سالاری. نمی فهمم کدامشان عضو گروه نیست و فقط برای تشویق بقیه آمده است.

در این لحظه اعلام می شودکه کار داوران تمام شده است و گروه ها برای دریافت نتیجه می توانند وارد سالن شوند. برنده، گروه دادبان است که اکنون باید برای مناظره در مرحله بعدی آماده شود.

این نمونه ای از یک مناظره علمی و محترمانه است که می تواند نتایج مفیدی به دست دهد.


قسمت دوم 

زنده باد مخالف من!


به نوشته هرودوت، مورخ یونانی، در سال ۵۲۲ پیش از میلاد، پس از قتل بردیای دروغین، هفت تن از بزرگان ایران، برای تصمیم گیری درباره شکل حکومتی آینده ایران به مناظره نشستند. در مناظره‌ای که میان بزرگان ایران شکل گرفت، «اوتان»، نظام مردمسالارانه بر پایه دموکراسی را پیشنهاد کرد و دیگر انواع حکومتی را به چالش کشید. در مقابل، «مگابیزوس» در دفاع از الیگارشی- اشراف سالاری- سخن گفت. اما داریوش بزرگ با دفاع از نظام سلطنتی، آن را بهترین نوع حکومت دانست. چهار مرد دیگر نیز طرف داریوش را گرفتند. در نهایت این مناظره به نفع داریوش به پایان رسید و او به شاهنشاهی رسید.

این یکی از قدیمی ترین نمونه های ثبت شده مناظره در تاریخ است.

در میان مسلمانان، فن مناظره پس از گسترش علم کلام و فقه پدید آمد، زیرا فقیهان و متکلّمان ناگزیر بودند برای اثبات آرا و عقاید خود استدلال کنند. به همین جهت، با استفاده از منطق ارسطو، به مرور آداب بحث و مناظره را تدوین کردند.

در ادبیات فارسی، مناظره به شکل سوال و جواب وجود دارد و این هر دو خاص شعر فارسی است و قبل از اسلام هم در ادبیات ایران سابقه داشت. نخستین شاعری که به نوع ادبی مناظره پرداخت، اسدی صاحب گرشاسب نامه و لغت فرس اسدی است. از او مناظره‌هایی مانند مناظره آسمانی و زمین، مغ و مسلمان، نیزه و کمان، شب و روز و عرب و پارسی به‌جا مانده است. در اشعار ناصرخسرو نیز مناظره به کار رفته است.

مناظره گاهی به صورت نثر است و گاهی در قالب شعری قصیده یا قطعه. در گلستان سعدی، جدال سعدی با مدعی، نمونه یک مناظره منثور است. از شاعران معاصری که به مناظره توجه داشت، می‌توان به پروین اعتصامی اشاره کرد.

تاریخچه مناظره بعد از انقلاب

به گفته خبرگزاری مهر، در سال 1360، چندماه پیش از شهادت آیت الله بهشتی، مناظراتی با عنوان «آزادی، هرج و مرج، زورمداری» از سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش می‌شد؛ مناظراتی ایدئولوژیک که یک طرف آن نورالدین کیانوری و احسان طبری بود و طرف دیگرش آیت الله بهشتی و آیت الله مصباح یزدی.

پس از 28 سال، مناظرات انتخاباتی بین 4 نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم در سال 1388، اگر چه از جنس مناظرات ایدئولوژیک نبود اما خاطره مناظراتی که مخاطب را از همه جا پای رسانه می کشاند، زنده کرد.

رفته رفته شبکه های مختلف سیما برنامه هایی را با نام مناظره روی آنتن فرستادند. برنامه «دیروز، امروز، فردا» به ویژه سه برنامه از آن که به موضوع سوال از رئیس جمهور بین علی مطهری و علی اصغر زارعی، تسخیر لانه جاسوسی بین حسین شریعتمداری و ابراهیم اصغر زاده، و رابطه با آمریکا بین مصطفی کواکبیان و منوچهر متکی، اختصاص داشت، قوی ترین نمونه های مناظره بودند، به شکلی که خود اصغرزاده اعتراف کرد که فکر می کرد این مناظره برگزار نمی شود و گفت بعد از مناظره هایی که در اوایل انقلاب مرحوم شهید بهشتی با کیانوری داشت تا انتخابات 88 که مناظره ها به یک تکنیک تبلیغاتی برای اثر گذاری در روان جمعی جامعه تبدیل شد، مناظره ای از جنس مناظره خودش و شریعتمداری سراغ نداشته است.

مسابقات مناظره دانشجویی

یکی از آخرین جلوه های توجه به گسترش فرهنگ مناظره در ایران، مسابقات مناظره دانشجویی است که سازمان جهاد دانشگاهی تا کنون دو دوره از آن را برگزار کرده است.

مهدی عنبری، دبیر این مسابقات، درباره پیشینه برگزاری مسابقات دانشجویی مشابه در دنیا می گوید: بیش از 50 است که چنین مناظره هایی در کشورهای دیگر برگزار می شود، این کار در آمریکا، استرالیا، یونان و طی سال های اخیر در کشورهایی مانند اندونزی ومالزی سابقه دارد. در ایران نیز در سال 1382 در پی فرمایشات رهبری مبنی بر برگزاری کرسی های آزاداندیشی، تشکیل دبیرخانه برگزاری کرسی های نقد و مناظره به شورای انقلاب فرهنگی واگذار شد. این اتفاق زمانی افتاد که عده ای از علمای حوزه علمیه به رهبر نامه نوشتند و خواستند فضای گفتگوی دونفره و مناظره در کشور ایجاد شود که البته  در پاسخ، با استقبال ایشان مواجه شدند. اگرچه پس از آن، مناظره در فضای دانشگاهی باب شد، اما در سال های اول، این کار بیشتر به شکل گفتگو میان دو صاحبنظر یا دو نماینده از دو گروه انجام می گرفت؛ نه داوری در کار بود و نه مشارکت دانشجویی. تا این که الگوهای جهانی این مسابقات در سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی بررسی شد و ادبیات، آیین نامه داوری، شیوه برگزاری، روش های تربیت داور و مناظره کننده و محقق در آنها مورد استفاده قرار گرفت. بیش از 2000 موضوع جهانی استخراج و ترجمه شد. این موضوعات با آنچه خودمان می خواستیم تلفیق شد و با هدف رشد و شکوفایی فرهنگ گفتگو، از سال 1389کار را شروع کردیم.

آقای عنبری در پاسخ به پرسش من در مورد جذب اسپانسر(حمایت کننده مالی) برای مسابقات می گوید: نگرانیم که  نهال تازه کاشته شده مان قطع بشود و درمسیر دیگری بیفتد، بنابراین فعلا در جذب حامی مالی احتیاط می کنیم.

حوزه، قوی تر از دانشگاه

آقای عنبری با مقایسه حوزه و دانشگاه در مناظره، می گوید: در دانشگاه معمولا استاد یا دانشجو مبحثی را به دیگران ارائه می دهد اما بچه های حوزه به خاطر ماهیت درس ها و شیوه های آموزشی شان، در بحث و مناظره قوی ترند. به همین دلیل می شود فهمید چرا دانشگاهی مثل دانشگاه امام صادق(ع) در مسابقات مناظره دانشجویی موفق است. آنها چارچوب مباحثه را  رعایت می کنند و در این کار مسلط ترند.

می گویم: پس حوزه، در بحث مناظره پیشتاز است و زودتر از دانشگاه، پیشنهاد ایجاد فضای مناظره در جامعه را داده است. آقای عنبری می گوید: مهم این است  که الان این اتفاق دارد با این شکل جذاب و با بیش از 90 درصد شباهت به موارد مشابه در کشورهای دیگر می افتد. ما باید با توسعه فرهنگ مناظره به جایی برسیم که اگر در خیابان تصادف کردیم، بلد باشیم چطور برخورد کنیم و دراین جور موارد، شاهد رعایت اخلاق و آداب گفتگو باشیم. در هر بحثی، خیال نکنیم چون ما داریم صحبت می کنیم، پس حق با ماست. سعه صدر و احترام به یکدیگر و مدیریت زمان را یاد بگیریم.

تزریق اخلاق به جامعه

از آقای عنبری می پرسم: هدفی که شما در نظر دارید، بردن اخلاق و آداب گفتگو به درون اجتماع است، اما این مناظره ها در یک محیط دانشجویی اجرا می شود. چگونه می خواهید نتایج مثبت برگزاری چنین مسابقاتی را به جامعه تزریق کنید؟

دبیر مسابقات مناظرات دانشجویی پاسخ می دهد: به هرحال باید از یک جایی شروع کرد. دانشجویی که در فضای دانشگاه این مساله را یاد می گیرد، با خانواده و دوستانش درتماس است و می تواند این پیام را به آنان منتقل کند. مثلا یکی از داوران مسابقه، درباره این که شرکت کننده ها به محض شنیدن صدای زنگ اتمام وقت، باید حرف خود را تمام کنند، گفت: خیلی عالی است که یک ایرانی بتواند با شنیدن صدای زنگ، جلوی حرف زدن خودش را بگیرد!

در محل مسابقه

برای آشنایی بیشتر با فضای این مسابقات، به دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران می رویم، جایی که دومین دوره مسابقات مناظره دانشجویی، در اسفندماه سال 1391 برگزار شده است.

روی تابلوی اعلانات راهرو، جدول زمان بندی و موضوع مناظرات توجهم را جلب می کند. دانشجویان دور آن جمع شده اند و درباره سوژه ها با هم بحث می کنند، سوژه هایی که به اندازه کافی متنوع و جالب هستند:

آیا می توان برای مصالح جامعه در مواردی اخلاق را نادیده گرفت؟

حقوق بشر، معیارهای جهانی دارد یا بومی؟

آرامش اجتماعی در گروی آزادی مطبوعات هست یا نه؟

فرهنگ سازی وظیفه دولت است یا مردم؟

در حوزه جمعیت کدام خطرناک تر است، افزایش جمعیت یا پیر شدن آن؟

روی پوسترها گفته ای از مقام معظم رهبری به چشم می خورد: نباید از آزادی ترسید و از مناظره گریخت و نقد و انتقاد را به کالای قاچاق یا امری تشریفاتی  تبدیل کرد؛ چنانچه نباید به جای مناظره، به جدال و مراء گرفتار آمد و به جای آزادی به دام هتاکی و مسوولیت گریزی لغزید. آن روز سهم اخلاق و سهم منطق همه جا و در کنار یکدیگر ادا می شود.

همین صحبت ها، مبنای تصمیم سازمان جهاد دانشگاهی برای برپایی مسابقات مناظره دانشجویی شده است.

مناظره ای درباره تنوع قومیت ها

سوژه مناظره ای که درجلسه آن شرکت می کنم، این است: «تنوع قومیت ها، تهدید یا فرصت؟»

دو گروه با دو موضع مختلف، قرار است در این مورد به مناظره بپردازند، اولی، گروه دانشگاه تربیت مدرس که با تهدید به شمار آمدن تنوع قومی موافق است، و دومی گروه مخالف(گروه میزان) که اعضای آن از دانشگاه های تهران و امام صادق(ع) آمده اند. لازم به ذکر است که اگر هر دو گروه موضع مخالف یا موافق یکسان داشته باشند، بین آنها قرعه کشی می شود و یکی از آنها مجبور است علی رغم عقیده خود، از گزینه مقابل دفاع کند تا مناظره معنای واقعی به خود بگیرد. آنچه در این مسابقات مهم است، درستی یا نادرستی عقیده ای نیست که از آن دفاع می شود، بلکه قدرت استدلال و توانایی انجام گفتگوی منطقی و صلح آمیز، در عین مخالفت با عقاید یکدیگر است؛ با این هدف که یاد بگیریم تحمل شنیدن عقاید مخالف خودمان را داشته باشیم.

اعضای گروهی که تنوع قومیتی را تهدید به شمار می آورد، برای اثبات عقاید خود می گویند: طبیعی است که هر قومی به دنبال منافع خود باشد. در طول تاریخ همواره میان اقلیت های قومی، نزاع اتفاق افتاده است، مانند جنگ جهانی اول و دوم( نازی ها) و جنگ های قومی در یوگسلاوی و خاورمیانه. در ایران نیز قیام هایی با ریشه قومی بسیار داشته ایم، مثل بحران جدایی طلبی بلوچستان و غائله شیخ خزعل.

حتی جهانی سازی هم بیش از آن که سبب تقویت دیدگاه های فراقومیتی شود، باعث احیای هویت های قومی شد زیرا اولا دولت های مرکزی تضعیف شدند و این فرصتی شد برای اقلیت ها. ثانیا روابط فراملی باعث شد اقوام مختلف بتوانند حرکت به سوی خواسته هایشان را راحت تر دنبال کنند و ثالثا امکان سرکوب سریع و خشن اقلیت های قومی از بین رفت، زیرا چنین کاری از سوی جامعه جهانی مورد مواخذه قرار می گیرد.

گروه مخالف عقیده دارد: تکثر فرهنگ ها، فرصت یادگیری از یکدیگر را افزایش می دهد. علاقه مندی به سرزمین مادری باعث می شود تراکم جمعیت به شکل مناسبی در زمین توزیع شود و در  نقاط خاص بالا نرود. منازعات و جدایی طلبی برخی اقوام نیز باید ریشه یابی شود و نمی توان اقوام را اقلیت نامید.

تهدید یا فرصت؟!

گروه موافق بار دیگر از اعتقاد خود دفاع می کند: تکثر فرهنگی، دستمایه تمسخر و کنایه می شود. وقتی مرزهای سیاسی کشورها تمام می شود، مرزهای قومیتی همچنان می تواند ادامه داشته باشد، چنانچه در مساله قره باغ، اقوام آذری ما نیز تحت تاثیر قرار گرفتند و علمای ما حکم جهاد دادند، یا مسایل اعراب ایرانی که آن سوی مرزهای کشور ما با عراق همچنان ادامه دارد. وجود یک قوم در دو کشور، هرگز باعث بیشتر شدن مشارکت آن  کشورها نشده، بلکه درگیری هم به وجود آورده است. باید واقع بین بود.

تهدید را با راهکارهایی می شود خنثی کرد، مثل آمادگی برای مواجهه با زلزله. اگر تنوع قومی را تهدید حساب کنیم، آن گاه به دنبال راهکاری برایش خواهیم بود و با وضع قوانین لازم، میان اقوام همزیستی مسالمت آمیز ایجاد می کنیم.

گروه مخالف می گوید: عامل بروز درگیری، خطای انسانی افراد ودولت ها است و نمی توان آن را به حساب قومیت ها نوشت، مثلا در ماجرای آلمان نازی، در واقع منافع شخصی هیتلر بود که او را به جنایت واداشت، نه قوم و نژادش. دولت هم ممکن است با تبعیض قائل شدن و عدم رسیدگی به مناطق حاشیه ای محروم یا احترام نگذاشتن به زبان و هویت یک قوم، آن را تحریک کند.

در نهایت، مناظره ما لفاظی است؛ شما می گویید تنوع قومیتی، تهدید است مگر آن که به فرصت تبدیل شود، ما می گوییم تنوع قومیتی، فرصت است مگر آن که به تهدید تبدیل شود!

مناظره در همین جا به پایان می رسد و اعضای دو گروه و بیننده ها سالن را ترک می کنند تا هیات داوران وارد شور شود.

از هر رشته و در هر مقطع!

از آقای مهدی عنبری، دبیر مسابقات مناظره دانشجویی می پرسم: داوران بر چه اساس و از کدام رشته ها انتخاب می شوند؟ ایشان می گوید: به دلیل تنوع موضوعات، داوران نیز از رشته های مختلف انتخاب می شوند. آنها یا از اعضای هیات علمی دانشگاه ها هستند و یا دانشجوی دکترا. یک کمیته داوری داریم که داورها را زیر نظر شورای علمی انتخاب می کند. البته ما دوست داریم به سمتی برویم که داوران نیز از میان دانشجویان برگزیده شوند.

از ایشان می خواهم آماری از مسابقات در اختیارم بگذارد. می گوید: دور اول، آزمایشی بود و با 16 تیم در سطح استان تهران، طی 16 مسابقه  و 2 روز در دانشگاه تربیت مدرس برگزار شد. با توجه به بازخوردهای خوبی که از دوره پیش گرفتیم، دوره دوم را به شکل ملی در سطح کشور برگزار کردیم. 32 تیم که شرایط شرکت در مسابقات را داشتند، ثبت نام کردند و از میان آنها 19 تیم تهرانی و 11 تیم از استان های دیگر با هم به رقابت پرداختند. محدودیتی در اعزام تیم از یک دانشگاه وجود ندارد، مثلا از دانشگاه تهران، دو تیم شرکت کرده اند.

درباره تیم های ترکیبی که سوال می کنم، آقای عنبری می گوید: شرط شرکت در مسابقات، فقط دانشجو بودن افراد است، مقطع و دانشگاهشان مهم نیست. البته اگر همه اعضای یک تیم از یک دانشگاه باشند، می توانند اسم دانشگاه خودشان را روی تیم بگذارند. ما امیدواریم این حرکت به جایی بینجامد که دانشگاه ها به مناظره بها بدهند و برای خودشان مسابقات داخلی برگزار کنند.

می گویم: به هرحال به نظر می رسد کسی که مدرک دکترا دارد، از سطح معلومات بالاتری برخوردار است و دانش آموختگان بعضی رشته ها هم به خاطر ماهیت رشته خود، توانایی بیشتری در مناظره دارند. آیا این که دانشجویان از رشته های مختلف و در مقاطع متفاوت رقابت می کنند، جوانمردانه است؟! آقای عنبری پاسخ می دهد: موضوعات مناظره ها به نحوی انتخاب می شوند که جنبه اجتماعی و عمومی داشته باشند و همه بتوانند درباره آنها صحبت کنند. همچنین بر اساس رای شورای علمی مسابقات، موضوعات باید به شکلی باشند که بتوان 50-50 به آنها نگاه کرد و از هر دو طرف، برایشان استدلال آورد.

وقتی از دانشگاه بیرون می آیم، با خودم فکر می کنم اگر قرار بود آدم ها هنگام مشاجره های خیابانی و درگیری های خانوادگیشان، مثل این دانشجویان با هم گفتگو کنند، چه آرمانشهری می داشتیم!